تبليغاتX
راهبرد مقاومت
راهبرد مقاومت

ما تا آخر ایستاده ایم . امام خمینی(ره)
| | | |
درباره ما

اِنَّا عَلی سُوحِِ الجِهادِ سَنَلتَقی

وَ سَنَنشُرُ الاِسلامَ حَتی یَرتَقی

وَ شُعارُنا حَیَّ عَلی خَیرِ العَمَل

اَنَّ الشَّهادَةَ حُلمُنا مُنذُ الاَذَل


آنان در غربت جنگیدند
و با مظلومیت به شهادت رسیدند
و پیکرهایشان زیر تانک های شیطان تکه تکه شد
و به آب و باد و خاک و آتش پیوست
اما راز خون آشکار شد
راز خون را جز شهدا در نمی یابند
گردش خون در رگ های زندگی شیرین است
اما ریختن آن در پای محبوب شیرین تر
(شهید آوینی)
ًَََُِ
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
آمار و امكانات
پیوندهای روزانه
نقشه شوم باندهای زر و زور و تزویر برای رهبری
از بیانات یک متهم به اومانیسم
ولایت پذیری از جنس احمدی نژاد
علامه مصباح یزدی و دعای امام زمان (عج) برای دکتر احمدی نژاد
رقاصه هایی که کارمند شهرداری هستند پارک چیتگر را اشغال کرده اند؟؟؟؟
آقای قالیباف جنگل های وردآورد را چند فروختی؟؟؟؟؟
اگر دولت نیم ساعت فرصت حرف زدن داشته باشد قیمت سوراخ موش بالا می رود!
چرا هیچکس پاسخگوی 50 ابهام ترور هاشمی نیست
بهنام محمدی، شهید 12 ساله
آنچه از احمدی نژاد یاد گرفته ام...
احمدینژاد: تازه اول عشقه! روزی که همه فاسدهای عالم جلویتان بایستند ، آن موقع اوج کیفه !
پروژه نابودسازی مستضعفان
آرمانخواهی هایی که به بیراهه ختم می شود
این محکمه عادلانه نیست
وقتی ماکیاولیست ها از احمدی نژادی بودن توبه می کنند!
تبعیت از ولی فقیه پشیمانی ندارد
ولايت‌نداران مدعي ولايت‌مداري بدانند ...
تمام مقصد ما احمدی نژادی بودن ماست!
افتخاری بنام احمدی نژادی ماندن
احمدی نژاد یک بلاست!!!!
من یک لباس‌شخصی هستم.!
حمله احمدی نژاد به دیکتاتوری
عاقبت یک نخبه سیاسی به نام سعید ابوطالب !!
اقدام رئيس و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام عليه مصلحت نظام
لینك دوستان
امام روح الله (ره)
امام خامنه ای(مدظله العالی)
دفتر مقام معظم رهبری
استاد مصباح یزدی(حفظه الله)
دکتر احمدی نژاد
ریاست جمهوری اسلامی
استاد رحیم پور ازغدی
حاج سعید قاسمی
فرهنگ انقلاب اسلامی
دستاوردهای انقلاب اسلامی
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
مقاومت اسلامی
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
دفاع مقدس
مرکزبررسی های استراتزیک نهاد ریاست جمهوری
اندیشکده روابط بین الملل
اندیشکده یقین
اندیشکده تردید
موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی
باشگاه اندیشه
دانشنامه آزاد ویکی پدیا
گرداب
موسسه شهید آوینی
پورتال فرهنگی نور
فرهنگ ایثار و شهادت
----------------------------------
زیارت آنلاين حرم امام رضا(ع)
----------------------------------
مرکز مقاومت ثارالله(ع)
شبکه خبر دانشجویی ثارالله(ع)
شبکه خبر دانشجو
خبرنامه دانشجویان ایران
تریبون مستضغفین
خبرگزاری بسیج
واحد مرکزی خبر
باشگاه خبرنگاران
شبکه ایران
فارس
ایرنا
ایسنا
مهر
رجا
برنا
فاش
انصار
کیهان
----------------------------------
----------------------------------
وادی خاموشان
دست نوشته های یک دانشجو
خصوصی نیست!
جورچین
ایساتیس
حیرت
ایران حامی
مجاهدین
ققنوس
دوئل
الفبای سیاست
مصائب احمدی نژاد
پاسداران
من و حرفهای دلم
کنایه
نقد بهاییت
پارتیزان
آغاز در نهایت
فریاد ابوذر
یادنامه
فرزند انقلاب
رایگاه
یادداشت های یک ناراضی
تاملات و تحملات
عصر روح الله (ره)
تعارف
خضریان
روز نوشت های دانشجوی مسلمان
هفت کور
تا آخر
شهد ولایت
شهدولایت 2
محرمانه
جسد زنده
کافه حزب الله
افسران جوان جبهه جنگ نرم1
افسران جوان جبهه جنگ نرم2
23 تیر
لطفا اینجا چرت نزنید
فریاد آزادی
پابرهنه ها
عشق=خامنه ای
شیعه سیاسی
مجله دانشجویان جمهوری اسلامی
تکلیف
صبح
غربت
تابوت صورتی
تابوت صورتی2
مکتب الشهداء
16 آذر
سخن دل
مفاد
میثم تمار
خاطرات ودست نوشته های یک لباس شخصی
دست نوشته های یک لباس شخصی
پاتریوت
ادواردو
سابوتیج
تحلیل سیاسی
لاهوتیان
روزگاری نو
دولت یار
جامانده
دست نوشته های شخصی یک نسل سومی
چند جرعه اندیشه
گزارش اقلیت
اسلام آمریکایی
روزگاری نو
عهد ازلی
میرزا نوروز
راه امام
امت حزب الله
هوا ابری است
بسیجیان گمنام
نت ها
حرفهایی برای نگفتن
عشق
ـــعشقـــ
عشق
سفیر
خبرنگارتهرانی
تاملات
حي علي الجهاد
سهم نوشته های یک دانشجو
دست نوشته های یک خبرنگار
سربازان منتظر
آذرباد
رسالت فریاد
جنگ امروز
شقایق های وحشی
عکاس مسلمان
غریبه نیستی
نارنجک
ظلمی که برفرزندان زهرا(س) می‌رود
صدای میقات
صــــــــــــدای بحــــــــــــرین
سیمای نصر
بحرین آزاد
به نام خواهرم آیات
انسان و جاودانگی
شهید حسین غلام کبیری
طنز سیاسی
میان این مسیر
خطری برای انقلاب!
یک بسیجی
بحرین مظلوم
سیاست خارجی
آرپیجی زن جنگ نرم
بالاتر از بالاترین
دنیای رضا
ثُمَّ اسْتَقَامُوا ...
منتظران امام عصر (عج)
عمار یاسر
جنبش نه به ان.پی.تی
آرمانشهر
همه کاره
انحرافی
فرزند ملت
ولایت
اقتصاددان مسلمان
صبح قریب
تلنگر
دردنـــامــه
ایما (گرافیک)
اندیشه حضرت امام (ره)
زرسالاران
درد نوشته های دانشجوی مسلمان
حامی پرس
شبکه در انتهای افق
رهاپرس
ایپون
مردمی
مهمی جات
نورالانوار
یادداشتهای یک استشهادی (جان فدا)
قیام لله
مهندس مسلمان
سلام ایران
وادی
آر پی جی زن
ضد اسراییلی ضد صهیونیسم
در امتداد مسیر

دغدغه های امام خامنه ای از انحصار طلبی کدام اقتدارگرایان است؟


(این مطلب در نخستین روزهای سال 91 و پس از سخنان رهبر انقلاب نوشته شد ولی بنابر بعضی ملاحظات و پس از ویرایشی محدود و گرفتن کمی از  زهر کلام جهت مخاطب عام با تاخیر اکنون انتشار عمومی پیدا کرد)

     سخنان  امام حاضر در آغاز سال جدید در حرم رضوی حاوی نکات کلیدی پنهان زیادی به عنوان راهبرد عملیاتی سالانه برای تمام هسته های مقاومت انقلاب اسلامی در داخل و خارج کشور بود اما یک فراز از آن در تداوم کدهای کلامی و راهبردی ارائه شده از طرف امام برای خود من حداقل از منظر یک رزمنده لباس شخصی انقلاب اسلامی بسیار جالب و قابل تامل به نظر آمد و حجتی بر لزوم ادامه قاطعانه مسیر حضور همیشگی و کوبنده در صحنه و حقانیت مسیر طی شده تا امروز از زبان مولایی که می دانم تمام فعالیت های سربازان رزمنده اش را زیر نظر دارد و در هر کلامش نقشه راهی برای انصار خود نهفته است که با نور هدایت ولایت قابل رویت است.......

و اما کلام امام:

    اين رسانه‌هاى الكترونيكى و اينترنتى متأسفانه موجب شده است كه افراد بى‌محابا عليه يكديگر حرف بزنند، بد بگويند. بايد از طرف مسئولين كشور براى اين هم يك جورى تدبير بشود. ولى عمده اين است كه خود ما مردم، خودمان را مقيد كنيم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقيد كنيم به قانون. حالا اين حرف من بهانه‌اى نشود براى اينكه يك عده‌اى بروند جوانهاى انقلابى را به عنوان جوانهاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند ؛ نه ، من همه‌ى جوانهاى غيور كشور را، جوانهاى مؤمنِ انقلابى كشور را فرزندان خودم ميدانم و پشت سر آنها قرار ميگيرم ؛ من از جوانان انقلابى و مؤمن و غيور حمايت ميكنم ؛ منتها همه را توصيه ميكنم به اين كه در رفتار خود، با اخلاق اسلامى رفتار كنند؛ قانون را مراعات كنند. همه بايد قانون را مراعات كنند. تجسم انقلاب در قانون جمهورى اسلامى است

     فراز اول کلام امام ناظر به نصیحت های همیشگی ایشان در خصوص عدم تخریب و .... و علی الخصوص در فضای رسانه های مجازیست که در سالهای اخیر به شدت و به بهانه های گوناگون رواج پیدا کرده، ولی بلافاصله یک تذکر نسبتا جدی و تند از طرف ایشان به مسئولین کشور در انجام برخورد به این بهانه و به عنوان قانون در خصوص تعرض به نیروهای انقلابی به بهانه حدود قانونی داده می شود تا جلوی هرگونه سوء استفاده از کلام امام به عنوان بهانه و محملی برای سرکوب فرزندان انقلاب توسط اشخاصی خاص با انگیزه های احتمالا خاص تر که طبیعتا دارای این قدرت هستند در میان برخی مسئولین امر گرفته شود....

    ریشه یابی ماجرای مورد اشاره و دغدغه امام در کلماتشان چندان سخت و پیچیده نیست و نیاز به اطلاعات محرمانه ای ندارد؛ موارد و مصادیق آن الی ماشاء الله در مقابل دیدگان همه موجود است

    آخرین موارد مصداقی قابل ذکر کمی فبل از این سخنان امام؛ برخوردهای چکشی و بگیر و ببندهای نسبتا بی حساب و کتاب دم انتخابات نسبت به بچه های فعال مجازی حزب اللهی مورد حمایت رهبری است، حالا با گرایشات مختلف فکری و سیاسی، مسئله مهم قیام برای خداست و حرکت در مسیر انقلاب اسلامی و هدایت در این مسیر را برای قیام کنندگان خداوند خودش تضمین کرده است و بر عهده گرفته است ولی حضرات با بهانه های دم دستی سیاسی و اختلافات داخلی تیغ بر فرزندان مظلوم روح الله کشیدند تا همگان بدانند که حتی در فضای مجازی هم باید با زبان مورد پسند حضرات بر روی آرمانهای انقلاب اسلامی تاکید کنند و و خطوط قرمز را نه رهبری که دیگرانی که لابد خود را اولی می دانند تعیین می کنند و قرار نیست که هر کسی از راه رسید به خطوط ارائه شده از طرف امام حاضر در خصوص مطالبه گری از مسئولین به عنوان خادم و نه حاکم به مردم بدون اذن پدرسالاران وخودپدرخوانده بینان عمل کند

    سایتهای خبری 598، صراط و بی باک در پی انتقاد به ریاست مجلس جناب علی لاریجانی به دلیل پرسه در مه در فتنه88 فیلتر شدند و به دادگاه احضار!

تریبون مستضعفین هم ایستاده شهید شد

سعید ذاکری به اتهام نوشتن یادداشت انتقادی در خصوص سخنان علی لاریجانی بازداشت شد و محکوم شد

و البته شاید آنچه  از همه اینها دردناک تر بود؛ فیلتر شدن وبلاگ های ساده و بی پشتیبانی از قبیل نارنجک و دست نوشته های شخصی یک طلبه بود که خودش ماجرا را اینطور اعلام کرد:

"«تف به آزادی بیانی که با انتقاد از ساکتین فتنه سلب می شود_ ای کاش از دار و دسته ی آشوبگران بودم تا از خودی جماعت نمی خوردم » وبلاگ "حرفهایی برای نگفتن ، دست نوشته های شخصی یک طلبه " به خاطر انتقاد از عملکرد آقای علی لاریجانی در فتنه 88 فیلتر شد !!! "

و بلافاصله حذف این وبلاگ ها بدون اخطار و رسیدگی به جرمشان از صفحه وجود!

    بچه هایی که با هزینه های اندک و شخصی و نه با بودجه های عظیم دولتی و لاشخوری فرهنگی از بیت المال برای فعالیت مثلا انقلابی؛ انقلاب اسلامی را در فضای مجازی یاری می کردند و مانع از غلبه جریان معاند بر فضای وب فارسی می شوند و مانند همیشه و تمام موارد قبلی بی سر و صدا تارو مار و ذبح شدند و....

    و اعتراضات هم مانند همیشه به هیچ جا نرسید و البته برچسب همیشگی به بچه های حزب اللهی در جمهوری اسلامی از طرف جریان های محافظه کار و به معنی حقیقی (ونه مصطلح) ضدانقلاب در وقایع مختلف خلاف میل پشت میزنشینان بعضا با سابقه انقلابی، تندرو و افراطی بودن و غیرقانون مدار بودن است؛ تا دهان ها بسته شود و دوباره در بر روی پاشنه همیشگی بچرخد و صدای اعتراض حزب الله هم در حلقوم خفه شود و...

    ولی اینبار درست در سر بزنگاه رهبری انقلاب روی همین کلمات کلیدی دست گذاشتند تا کسی دیگر نتواند به بهانه کلام ایشان سر فرزندان وفادار انقلاب را به طاق بکوبد و با تفسیر سطحی و اقتدارگرایانه از کلام رهبری آن را در جهت اهداف کور انحصارطلبانه جناحی و سیاسی خویش به کار بگیرند و اعتراضات حزب الله را هم با ابزار کلام و یا قهریه در هم بکوبند و .....

    اما مخاطبان اصلی کلام رهبری در هر دو بعد آن چه کسانی هستند؟ چه کسانی با هر بهانه ای به نیروهای انقلابی و جوان جامعه حمله می کنند و آنان را به دلیل عملکرد انقلابی مورد ملامت و شماتت و بعضا برخورد های قهرآمیز قرار می دهند و کدام رسانه ها در فضای مجازی با موج عملکرد های تخریبی خود تا کنون بارها موجب اعتراض رهبری شده اند اما هر بار از چشمان مثلا تیزبین عدالت دور مانده اند و یا ......

    شاید نیاز به نام بردن نباشد و هر تماشاگری هم با اندکی تامل و البته مروری بر خاطرات سیاسی و اجتماعی دوره های انقباض و انبساط سیاسی و اجتماعی جامعه ایران متوجه میشود که امروز چه کسانی و به دلیل پایداری بر کدام مواضع حق در مملکت آماج ناجوانمردانه ترین حملات و تخریب ها می باشد و میدان داری تخریب و توهین و شایعات دروغ با کدام گروه های سیاسی می باشد و کدام جریانات با اقتدارگرایی های انحصارطلبانه خود و تلاش برای بستن فضای سیاسی جامعه وحذف و نابودی تمام نیروهای رقیب منفعت طلبی های خود در حال به مذبح بردن انقلاب در مسیر فروبردن نظام در باتلاق فساد سیاسی ناشی یکپارچگی حاکمیت سیاسی و تبعات ناشی از آن در آینده نه چندان دور کشور است و در این مسیر تنها نیروی مخالف و بازدارنده که توان ایستادگی در مقابل این حرکت کوبنده ی اقتدارگرایان انحصارطلب را دارد فرزندان مکتبی امام روح الله و فدائیان امام خامنه ایند که با برچسب های معمول بازی های کثیف سیاسی از میدان خارج نمی شوند و چاره ای جز حذف مستقیم برای منفعت طلبان دنیاپرست باقی نمی گذارند؛ اما دنیاپرستان کوردل بزودی متوجه خواهند شد که؛

خون ناحق پروانه شمع را چندان امان نخواهد داد که شب را سحر کند

و باز هم حاشا که بچه بسیجی میدان را خالی کند ....

و العاقبة للمتقین

نه اصولگرا نمایان


توسط علی نورائی در تاریخ سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391 و ساعت 3:2 |

حاشیه ای اجتماعی بر عملکرد نوروزی دکتر احمدی نژاد

     لحظه هایی هستند که برای بسیاری از مردم ارزش خاصی دارند و بر این اساس تلاش می کنند تا بر اساس سطح فکر و عمق نگاه و جهان بینی شان و یا علاقه های شخصی در مکان های خاصی حضور داشته باشند و در این میان چهره های خاص سیاسی و علی الخصوص سیاستمداران هم حتی الامکان تلاش می کنند تا با حضور در موثرترین و حساسترین نقاطی که از نظر آنها تاثیرات مطلوبی بر برآیند قدرت سیاسی و اجتماعی را در جهت اهدافشان خواهد داشت بیشترین بهره برداری را از این  قبیل لحظات کلیدی بکنند و البته هر کس به فراخور گفتمان و اولویت بندی ارزشی مطلوب و قلبی خود!

    اما آنچه محمود احمدی نژاد را از تمام قدرت طلبان و منفعت طلبان در عرصه سیاست و یا خودخواهان متکبر عرصه های مدیریتی متمایز ساخته و لایق صفت زیبا و برازنده "فرزند ملت" نموده است همان بروزهای روح مردمی و انقلابی  پاک احمدی نژادی او در اینچنین لحظات کلیدی زندگی شخصی و شیوه های تعامل فرزند ملت با مردم ولی نعمت دولت است. شیوه هایی متفاوت از دولتمردان و سیاستمداران و قدرت طلبان طول تاریخ که به مردم به چشم بردگانی برای خدمت به منافع حقیر دنیوی خویش می نگریستند و آشنا به چشم مردم به عنوان بهترین شهادت دهندگان تاریخ، شیوه هایی که مختص "فرزند ملت" است و تنها مورد استفاده مبعوثان و فرزندان واقعی ملت..........

    رئیس جمهوری که شخصا در میان مردم و پابرهنگان و مستضعفین و  اقشار محروم همیشگی جامعه حضور پیدا می کند و حلقه های دیوانسالاری مدیریتی تاریخی طاغوتی را با عملکرد انقلابی خود در هم میشکند و ....

فراتر از فقر و محرومیت اقتصادی در هر جامعه ای اقشاری از مستضعفین وجود دارند که شاید بتوان آنها را با عنوان مستضعفین اجتماعی توصیف کرد ، کسانی که در معادلات و وزن کشی های سیاسی و اجتماعی فاقد کمترین وزن و جایگاهی هستند تا کسی از آنان هم یادی کند و یا ارزشی برایشان قادل باشد و  در جامعه شناسی سکولار از آنان به عنوان بخش سیاه طبقه فرومایگان اجتماعی (خدا میداند که از این کلمه فرومایگان که مخاطبش مردم مستضعف جامعه هستند چقدر متنفرم) طبقه بندی می کنند، فاقد هویت و اعتبار و ارزش و وابستگی های اجتماعی و گروهی که همواره مورد بی اعتنایی و تنفر جاهلانه جامعه قرار دارند و همه تلاش می کنند به مثابه ... از ارتباط و یا انتساب به آنان فاصله گرفته و هزینه ی بیهوده این کار را متحمل نشوند به استثنای صاحبان قلوب الهی و پاک و مردمی حقیقی...

    یکی از مظلوم ترین گروه های این طیف مستضعفین اجتماعی بدون شک نوجوانان و جوانان مستقر در مراکز اصلاح و تربیت می باشند، جوانانی که همواره آماج بدترین نوع نگاه های جامعه هستند و زخم تحقیر های اجتماعی و داغ داغ سوء سابقه را از نخستین لحظات ورود به عرصه اجتماع همراه خود به یدک می کشند و تبعات روانی این مسئله برای نوجوانانی که شاید اگر فرآیند های اجتماعی به گونه ای دیگر رقم خورده بود امروز سرنوشتی به مراتب شیرین تر را برای خود متصور بودند؛ مظلوم ترین قشر آسیب دیدگان اجتماعی.

    دیدار با یک شخصیت و مورد توجه وعلی الخصوص مورد محبت قرارگرفتن از طرف او شاید ارزشمندترین هدیه برای فردیست که همواره و از نخستین لحظات شکل گیری شخصیت اجتماعی خود آماج بی توجهی ها وتحقیرهای ساختاری و روانی جامعه جامعه خود قرار گرفته و این شاید بزرگترین هدیه برای شخصیت نوجوان در آستانه شکوفایی در یکی از حساسرین لحظات ذهنی طول عمرش باشد، لحظه ای مانند لحظه تحویل سال نو که هرکس تلاش می کند در ارزشمندترین مکان ها برای خود حضور داشته باشد و عکس های قطرات اشک مظلومترین فرزندان آسیب دیده اجتماعی و حالت چهره ها شاید بتواند بهترین گواه بر صحت و ارزش عملکردهای مردمی و انقلابی سردار عدالتخواهی باشد که به حق لقب برازنده ی "فرزند ملت" را به یدک می کشد

 

او که همواره حضور در میان مستضعفین پابرهنه را بر جمع اشراف شکم برآمده کاخ نشین یا روشنفکران خودباخته مغرور ومتفرعن و سیاستمداران منفعت طلب ترجیح داده و هر بار با عمل انقلابی خود که برخاسته از اعتقادات قلب دریایی یک مجاهد مسلمان و انقلابیست و علی رغم تمام سانسورهای خبری ثابت کرده که بیهوده چنین توصیف نشده که:

"مردی از جنس مردم"

توسط علی نورائی در تاریخ دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 و ساعت 2:51 |


مسلمانم و نوروز ملی گرایان و آتش پرستان عید من نیست....


عید آن روزیست کز ظلم آثاری نباشد

در میان توده ها فرد ستمکاری نباشد


     تیتر این پست کافیست تا موجی از برچسب های قدیمی از قبیل متحجر و طالبان و... را دوباره پذیرا شوم و قهر عده زیادی از دوستان کم سن و سال و جوان نوجوانم را و دلخوری رفقای شبه روشنفکر حزب اللهی را به همراه پیغام و پسغام های همیشگی، اما چه باک، تکلیفی که بر تمام معذوریت ها و محدودیت ها غالب شد و این قلم را دوباره به عرصه نگارش کشاند گرانقدرتر از آن است که در مسلخ این مصلحت اندیشی های منفعت گرایانه ذبح شود؛ آنهم در این روزها که قلم چرخاندن از این منظر نسبت به بعضی قضایا و آماج حملات دوست و دشمن قرارگرفتن کم از دیوانگی نیست اما چه کنم که قلم من در دستان دل دیوانه ام با جوهر خون رقصی عاشقانه در میانه میدان را بیش از هر عزلت نشینی زاهدانه ای خوش می دارد....

    برای نوشتن این مطلب تقریبا دو هفته به خودم پیچیدم و دست نگه داشتم تا سرخوشی شادی خودساخته مردم مستضعف را با تلخی کلامم برای مخاطبین اتفاقی و ناخواسته ی این مطلب خراب نکنم؛ به هر حال فضای مجازی است و ارجاع های عجیب و غریب موتورهای جستجو به ملت فارسی زبان !!!

    پیشاپیش بنویسم که هیچ مشکلی با روز نوروز ندارم و تمام احادیث و کلام ائمه طاهرین را در خصوص مناسبت های واقع شده در این روز و متبرک بودنش و .... را احتمالا بیشتر از بسیاری حضراتی که الان دارند در دلشان صدجور جواب در این خصوص به من تندرو میدهند و به علت این حرکت متحجرانه ام که چهره حزب الله را مخدوش می کند محکومم می کنند خوانده ام، اما قضیه چیز دیگریست...

    مشکل من با حجم تبلیغات به شدت ملی گرایانه با رویکرد تبلیغ تفکرات ایران باستان و طاغوتی است که حضرات مدعی و مسئول گویا متوجه امواج تبلیغی و ناخودآگاه تبعی آن در خصوص ایجاد گرایشات عمومی به تفکرات ملی گرایانه منفی و در حلقه بعدیش اسلام ستیزانه ی آن نیستند و این گلوله برف کم کم دارد با خود بهمنی را در نسلهای تازه به همراه می آورد که مهار کردن آن دیگر به پیل هم نشاید!

    ریشه ی این مشکل شاید در آنجاست که حضرات درک نمی کنند و یا سواد کافی آن را ندارند که اصولا ادبیات ملی گرایانه در این کشور و سایر ممالک مسلمان با رویکرد مقابله با اسلام طراحی و زنده شده و گرایشات ضداسلامی در آن جایگاه عمده ای دارد و حمله به اسلام یکی از ارکان اساسی آن است که در نتیجه میان ترویج ملی گرایی در جامعه و رشد گفتمان ملی گرایانه ضداسلامی با پوشش ضدیت ظاهری با اعراب به عنوان سمبل اسلام (و تبعا در ضمیر ناخودآگاه ذهن ملت شخص پیامبر و خاندان پاکش به عنوان یک خانواده عرب) نسبت مستقیمی وجود دارد علی الخصوص با توجه به هدایت پنهان انواع و اقسام دشمنان ما که از این پاشنه آشیل به خوبی آگاهی دارند و روی آن کار می کنند و یک رصد کلامی بر روی ادبیات عامیانه مردم در خصوص مسائل ملی و تاریخی اسلام ایران همه چیز را برای شما مشخص می کند و نیازی به خودفریبی نیست.

    و در این میان تلاش های زیرکانه دکتر احمدی نژاد هم در خصوص در دست گرفتن گفتمان ملی گرایی در کشور و خلع سلاح جریان ملی گرای ضدنظام در استفاده از این حربه برای سازماندهی و تحریک اجتماعی بر علیه آرمانهای انقلاب اسلامی و کلا ایجاد یک گفتمان جدید ملی گرایی ایرانی اسلام محور در مقابل ملی گرایی ایران باستان محور هم که بر اثر بازی های سیاسی ابلهانه مخدوش شد و بر باد رفت. ( هر چند من به شخصه نگاه مثبتی به قضیه نداشتم اما به هر حال یک طراحی بود توسط دکتر که از حرکات کور و ابلهانه سایر حضرات بهتر است)

    و یا پیام های سالانه امام راحل و امام حاضرمان در نوروز هر سال را نیز در یک طراحی دیگر برای ایجاد یک گفتمان تلفیقی از ملی گرایی اسلام خواهانه با رویکرد انقلاب اسلامی ارزیابی و تحلیل می کنم و همچنین عملکرد بسیاری از بزرگان و علمای هوشمند تاریخ تشیع در خصوص گرایشات ملی گرایانه را که در حقیقت همان شیوه های امضایی و مدیریتی اسلام در خصوص سنن و آداب قبل از اسلام اقوام است که نکات خوب آن را حفظ و تکمیل کرده و ارتقا می دهد و به مرور سنت را در اسلام مستحیل می کند و به جای آنکه از سنت ها یک عامل مقاومت اجتماعی در مقابل اسلام بسازد آنها را تبدیل به عواملی در جهت ارتقای همبستگی اجتماعی اقوام و اسلام می نماید.

    اما حضرات مدیر و مسئول و سیاستگذار خودباخته و واداده ی ما چه می کنند؟!؟

    با حرکات تبلیغی کور و بی برنامه و بی حساب و کتاب و شدید مقطعی در چند موعد خاص مانند نوروز و شب یلدا و امثال آن بعد هم سپردن اذهان آماده وتحریک شده مردم به دست بوق های مروج فرهنگ ایران باستان طاغوتی و دروغین ضد اسلام از طرفی هر روز به شکاف جریان ملی گرایی مردمی و جریان اسلامی در جامعه عمق بیشتری می بخشند و از طرف دیگر با تبعات این شیوه کور تبلیغی شان ابزار و حربه لازم و کافی را جهت لجن مال کردن چهره ایران انقلابی و آرمان های انقلاب اسلامی به دست دشمنان انقلاب در سطح منطقه و جهان علی الخصوص مرتجعین عرب اعم از شیعه و سنی می دهند که فریاد مجوس مجوسشان نسبت به ملت مسلمان ایران چنان گوش مردم محروم و مستضعفشان را پر کند که دیگر نوای اسلام ناب محمدی انقلاب اسلامی به هیچ عنوان به گوش کسی نرسد!؟!

    و این تازه از نتایج سحر و گوشه ای از ثمرات سیاست ملی گرایانه کور ما در بحث تبلیغات و رسانه و.... است!

    موارد زیادی را می توان در همین خصوص زیر ذره بین برد که اینجا فضای مناسبش نیست؛ از تربیت نسلی تازه با گرایشات غالب ملی گرایانه نسبت به اسلام گرایی در مدارس جمهوری اسلامی و با پول بیت المال حکومت اسلامی تا موضوع حساس و ظریف ایجاد شرک خفی در مردم با تعظیم بیش از حد و نشان دادان جلال و جبروت دروغین و باطل و پوشالی طاغوت ها و مشرکین در تاریخ و در نتیجه تحقیر ناخودآگاه موحدین و جریان حق و جهان بینی الهی در اذهان مردم ناآگاه و بی سواد نسبت به اصول عقائد و تاریخ حقیقی که توسط طاغوت ها نگاشته نشده باشد و تاثیرات وضعی این شرک خفی و علاقه پنهان قلبی به طاغوت و دشمنان الهی در قلوب عامه مردم بر جامعه و سرگذشت اجتماعی ما و دچار شدنمان به سنت های تعذیب اجتماعی الهی.

    البته مانعی ندارد که روزهایی در سال را برای شادی عموم مردم در نظر بگیریم و بهانه هایی برای شادمانی اقشار تهیدست و ضعیف و مظلوم در کنار شادمانی ثروتمندانی که طول سال برایشان به سبب غارت فقرا و زیادشدن ثروتشان عید و جشن و شادمانی است تا این مظلومین تاریخ و استضعاف کشیده شدگان فرهنگی و اجتماعی هم فرصتی برای بازسازی روحی و روانی خود بیابند اما در کدام مناسبت هاست که ما می توانیم کلمه عید را به کار ببریم؟ آیا نوروز پادشاهان و طاغوت ها و مستکبران و ظالمان که بر خون توده های مظلوم حکومتشان را استوار کرده و بر دریای اشک و آه مظلومان کشتی عیش و عشرت خود را میراندند لایق به کاربردن واژه ی عید است؟ آیا عید ما پس از رهایی از ظلم هزاران ساله پادشاهان ظالم همچنان باید همان عید طاغوت ها باشد و سالروز شادی آنان را شاد بداریم و خودمان را به نام شاد بودن بفریبیم که امروز عید است و مناسبتش چیست روز جشن سالیانه مشتی ستمگر مشرک و کافر در تاریخ سیاه جاهلیت و تباهی ایران قبل از اسلام!

    در اعتقادات ما واژه عید جایگاه مفهومی و ارزشی رفیع دارد و روزیست که سرآغاز یک تحول عمیق و اساسی در زندگی فردی و اجتماعی انسان به عنوان خلیفه الهی بر زمین و اشرف مخلوقات خداوند باشد. جدای از کلام امیرالمونین(ع) که هر روزی را که در آن گناه نشود عید نامیده اند که ناظر به همین تعریفی است که در خصوص عید اشاره کردم، چند روز خاص با ویژگی های فوق الذکر به عنوان عید به رسمیت شناخته شده اند:

عید قربان ( نمادی برای فداکردن نفس خود در مقابل خواست و فرمان الهی)

عید فطر (نمادی از کمال اطاعت و بندگی در تحمیل و چشاندن سختی بر نفس به خواست الهی)

عید مبعث (نمادی از برانگیخته شدن برای اطاعت الهی در اجرای اوامر او در جامعه)

عید غدیر (نماد پذیرش ولایت الهی بر خود)

و روز جمعه به عنوان روز ظهور  (نماد آمادگی مداوم برای تحقق وعده صادق الهی انتظار فعال وسازنده و هوشمندانه)

و البته در ادبیات خاص شیعی از روز 9ربیع نیز به عنوان عید ذکر شده که از دو جهت میتواند باشد از جهتی نابودی نماد طاغوت و منیت در مقابل خوست الهی و بنیانگذار انحراف در مسیر جریان الهی و از جهتی به عنوان تعظیم و بزرگداشت وعده ی منتظر و صادق نهایی الهی به صابران و معتقدین

حالا مقایسه کنید که عید واقعی کدام است و کدام مناسبت ارزش عید بودن را دارد...

    با این وجود و بنابر بر موارد مثبت و برخی سنت های پسندیده اخلاقی مردم ایران در این مناسبت و مصالح اجتماعی و موارد ذکر شده قبلی کسی امروز در پی مقابله با نوروز نیست اما مسئله بر سر تقویت و گسترش باورهای غلط در جامعه و معنویت تراشی های کاذب و دروغین به این بهانه است تا جایی که اعتقادات مذهبی مردم هم کم کم بازیچه بازی های حضرات قرار گرفته و در یک مسیر معکوس کم مانده که مردم از امامزاده نوروز طلب شفا برای مریضان خود بکنند در حدی که ملتی که شاید در بسیاری از مناسبت های مذهبی مانند شب قدر و ایام محرم و... خود حساسیت آنچنانی نشان نمی دهند برای درک لحظه معنوی نوروز (از اصطلاحات ساخت صداوسیمای خودمان است) با جان خود هم بازی می کنند و برای بودن در نقاط خاص هزینه ها صرف می کنند تا آنجا که به عنوان مثال امسال مجری صدا و سیما (که سرش برود دیسیپلینش نمیرود) در لحظه تحویل سال در حرم حضرت عبدالعظیم آنقدر به ملت بیچاره جو داد که علاوه بر مردم خودش هم به گریه افتاد و مردم را بغل کرد!

    حضرات سیاستگذار نظام و رسانه ها

از ما گفتن و از شما نشنیدن و مسخره کردن

ترسم نرسی به کعبه ای ایرانی            این ره که شما می روید به ترکستان است!


به اصول و اعتقادات و آرمانهای انقلاب اسلامی برگردید 


عید آن روزیست کز ظلم آثاری نباشد

در میان توده ها فرد ستمکاری نباشد

....

توسط علی نورائی در تاریخ پنجشنبه دهم فروردین 1391 و ساعت 1:42 |

چهارشنبه کوری ملی گرایان مشرک در چهار شنبه ی شوم آخر هر سال



     امسال هم به علت حاشیه هایی که دوستان می دانند و هر سال در این ایام گرفتار آن هستیم تا نگذاریم دود حماقت حضرات مدعی فرهنگ و تمدن ملی چند هزار ساله چشم مردم را کور کند فرصت نشد تا یک مطلب اساسی در خصوص شرکیات ملی گرایانه و چهارشنبه سوری کار کنم و حسرتش بر دلمان ماند اما

     ایمیلی از یکی از بچه ها رسید که مطالبی را از نظرات علما در این خصوص کار کرده بود و علی الخصوص شهید مطهری که ناگهان یادم آمد کلیپ تصویری آن را هم از مدتها قبل روی سیستم دارم و در نهایت گفتم هر چند دیر شده ولی بگذارم تا اگر کسی خواست استفاده کند

لینک دانلود کلیپ تصویری جالب در این خصوص

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://alinouraei.persiangig.com/video/Motahhari.3gp

     و همچنین صورت نظرات برخی علما را هم حداقل برای آرشیو درج کنم برای فردایی که شاید نباشیم تا فریاد بزنیم

     البته درج این مسائل اصلا بدین معنی نیست که بخواهیم بگوییم  که نوروز هیچ هویت و مناسبتی ندارد، اتفاقا خیلی از اتفاقات مبارک اسلامی و شیعی در نوروز بوده ودر روایات داریم روز غدیر نوروز بوده و یا شاید روز ظهور امام زمان (عج) نیز نوروز باشد، اما مسأله این است که نوروز در سنت های اسلامی ما یک عید نیست و اعیاد اسلامی ما روزهای مشخصی است و نکته مهمتر این که با پذیرش نوروز به عنوان یک سنت ملی فاقد اشکال و خوب (و نه بیشتر)، آیا ما قرار است که تمام سنت های دیگر غیر اسلامی کنار آن را هم بپذیریم؟!؟
 اگر جواب شما مثبت است لطف کنید و کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران شهیدمطهری را بخوانید تا برای پذیرش بقیه آداب و سنن ایران باستان آمادگی کافی را پیدا کنید!!!

نظر برخی علما در مورد چهارشنبه سوری وسایر مسائل عید نوروز
آیت الله العظمی فاضل (ره):
مسأله چهار‌شنبه سوري از موارد خرافي و بي‌ اساس است و برخي از اموري که در اينزمان انجام مي‌ گيرد مطابق با موازين فقهي نيست و اعمالي که موجب وحشت و ترس مردم ويا سبب خسارت و جراحت شود لازم الاجتناب است و از موارد خلاف شرع است.روشن است که مردم عزيز و فهيم خصوصاً جوانان ارزنده کشور اسلامي جهت سرور و شادي ازامور عقلايي و متعارف استفاده خواهند نمود.

آیت الله محمد جواد فاضل (حفظه الله):
«چهارشنبه سوری» از خرافات است و «سیزده بدر» نیز از خرافات است و اگر رفتن درآن مفسده داشته باشد جایز نیست. برای «هفت سین» نیز مبنای شرعی نیافتیم

.آیت الله مکارم :
1- رفتن به سیزده بدر
آیا اجرای مراسم سیزده بدر از نظر شرعی مشکل دارد ؟ سیزده بدر ریشه شرعی ندارد و از خرافات است ولی تفریح سالم و خالی از گناه بدون اعتقاد به نحس بودن سیزده اشکالی ندارد.
16- برگزاری مراسم چهار شنبه سوری
نظر حضرت آقا در خصوص چهارشنبه سوری و مسائل پیرامون آن چیست ؟ چهارشنبه سوری از خرافات است و چنانچه برخی اعمال موجب آزار و اذیت دیگران شودحرام است.
17- شادی در شب چهارشنبه سوری
اگر در مراسم چهارشنبه سوری ایذائی صورت نگیرد،آیا باز هم برگزاری و شرکت در این مراسم غیر جایز است؟  اگر مراسمی باعث شادی مباح چندنفر شود، چرا باید جلوی آن گرفته شود؟ ظاهرا پیامبر (ص) با برخی سنت‌های غیر حرام جاهلیت (مانند بلند کردن مو) موافقت کرده بودند. آیا نمی‌توان گفت چهارشنبه سوری نیز جزو مراسم غیر حرام باقی مانده از گذشتگان است و برگزاری آن به شرط عدم ایذاء جایز است؟  شادی کردن در چنین شبی اشکال شرعی ندارد،اشکال در این است که معمولا آمیخته با کارهای ناروایی می شود که گاه به قیمت جان انسانها تمام می گردد و هیچ انسان با وجدانی آن را نمی پذیرد.
18- سفره هفت سین در نوروز
نظر معظم له در مورد پهن کردن سفره هفت سین به مناسبت نوروز چیست؟ بنده علاقه یا التزامی به پهن کردن آن ندارم، اما همسرم اصراردارد در خانه چنین کند. آیا باید از این کار او جلوگیری کنم؟  این کار اشکال ندارد
19- استفاده از مواد محترقه در چهارشنبه سوری حکم استفاده از مواد محترقه در چهارشنبه سوری زمانی که اکثریت به طور همزمان از آن استفاده می کنند را بفرمایید  .این کار خلاف عقل و شرع است.
20- سرگرمی و آتش بازی در چهارشنبه سوری
فرموده بودید که چهارشنبه سوری حرام است آیا پریدن بروی اتش و فقط شادی کردن و سرگرمی در این شب هم اشکال دارد و یا فقط مسائل خرافی و زیانی آن مورد نظر است ؟  بسیاری از خرافات منتهی به شرک می شود زیرا بعضی در انجام این مراسم معتقد بودند آتش زردی آنها را می گیرد و سلامتی به آن می دهد که این عقیده مساله توحید افعالی را زیر سوال می برد البته اینکه شما در چنین مراسمی شب خوشی داشته باشید و با دوستان و خویشان خود شاد باشید کسی مخالف آن نیست اما انجام آن مسائل خرافی و خطرناک است که با آن باید مخالفت کرد.
سؤال 1601- در يكى از نشريّات از قول جنابعالى،كه با بررسى ريشه تاريخى سيزده بدر، آن را يك مراسم خرافى معرّفى كرده بوديد، چنين آمده است: «مراسم خرافى سيزده بدر را بررسى كردم، سرچشمه ‏اش از نظر تاريخی به اصحاب الرّس، كه در قرآن به آن اشاره شده، بر مى‏ گردد. به حالات اصحاب الرّس در تفاسير اشاره شده، و در يكى از شروح نهج البلاغه نيز داستان مفصّل آن را چنين يافتم:دوازده شهر يا آبادى بود، كه هر شهر و آبادى به يكى از ماههاى سال خورشيدى ناميده شده بود؛ آيين مردم آن شهرها بت پرستى بود. درختان صنوبر را پرستش مى‏كردند. زيرا صنوبر منبع درآمد خوبى براى آنها بود. روز اوّل سال، همه مردم از تمام دوازده شهر يا روستا در شهر فروردين جمع مى ‏شدند، و مراسم جشنى داشتند. فردا به شهر ارديبهشت مى ‏رفتند، و در آنجا مراسمى داشتند. روزسوّم به آبادى خرداد مى ‏رفتند ...، تا به آبادى اسفند كه مى ‏رسيد، دوازده شهر تمام مى ‏شد؛ روز سيزدهم دسته جمعى از آباديها خارج شده، به بيابانها مى ‏رفتند، و مراسم سيزده و جشن و پايكوبى و آلودگى به انواع مفاسد را در آنجا برگزار مى‏ كردند.بنابراين سيزده بدر سنّتى بوده كه از بت پرستان باقى مانده است، همانطور كه مراسم شب چهارشنبه سورى، كه احترامى براى آتش قائل مى ‏شوند، سنّتى از آتش پرستان است.» خواهشمند است صحّت و سقم اين مطلب را بيان فرماييد.  جواب: آنچه از ما نقل شده اجمالًا صحّت دارد.
همچنین نماینده ایشان در برنامه زمزم احکام گفته است: بخشی از رسوم که در نوروز برگزار می‌شود بسیار خوب است و بخشی خرافی است انسان عاقل کارهای خوب را انجام می‌دهد و از خرافات پرهیز می کند. نظافت، خانه تکانی، دید و بازدید و کمک به نیازمندان و خیلی از کارهای دیگر خوب است، اما آتش روشن کردن در چهارشنبه سوری یک بدعت خرافی است مخصوصا با گفتن این جمله که "سرخی تو از من زردی من از تو" این‌ها خرافات است. انسان عاقل نباید به سراغ این کارها برود مخصوصا این کار خطراتی در پی دارد. چقدر جوانان و نوجوانان چشم، صورت و عضوی از اعضای بدن خود را با این کارها از دست دادند؛ عزیزان رعایت کنند این رسم غلط را حذف کنند و آن رسوم مثبت راانجام دهند.

حضرت آیت الله العظمی صافی (حفظه الله)
275. آيا ترقه‎هايي‌كه درچهارشنبه‌سوري زده مي‎شود،اشكال دارد ؟ ترساندن و ايجاد مزاحمت و آزار مؤمنين به هر صورت حرام است.
 همچنین در برنامه زمزم احکام که از رادیو معارف پخش شد نماینده معظم له در این مورد گفتند: آیت الله صافی گلپایگانی چنین مواردی را که مستلزم اسراف فوق العاده است و موجب خطراتی برای شخص و دیگر شهروندان است به هیچ وجه جایز ندانست.وی یادآور شد: علاوه بر آن، این کار به نوعی احیای سنت‌های باطل زمان جاهلیت است و منتسب به پیامبران الهی نیست و در شرایع الهی نبوده و اموری خرافی است.نماینده آیت الله صافی افزود: حالا این که پیشینیان ما این کارها را در زمان های دور انجام می دادند نبایستی باعث شود که ما از آن پیروی کنیم و از آنچه که آنها از روی نادانی و خرافه پرستی به آن اعتقاد داشتند یا برداشت های خرافی از یک رویداد داشتند و آن را به صورت یک فرهنگ درآورده بودند نه تنها نباید پیروی کنیم بلکه شرط ایمان و عقل این است که انسان خردمند هرچه بیشتر در محو آنچه که ترویج خرافه پرستی هست کوشش کند.وی در ادامه تصریح کرد: بنابراین آگاهی دادن به دیگران و نهی آنان از این گونه رفتارها که در شأن انسان مسلمان و مومن نیست لازم است و تکلیف شرعی است.

آیت الله العظمی نوری همدانی حفظه الله: چهارشنبه سوری جزء خرافات است و کارهایی که انجام می دهند و موجب آزار و اذیت مردم می شود حرام می باشد و باید جدا از آن اجتناب شود.

و اما اصل قضیه یعنی:

شهید مطهری (ره):

1- شما اگر سراغ همين فرنگيها برويد مى ‏بينيد براى يك سنّت بسيار بسيار كوچك، خود را به كشتن مى ‏دهند. ببينيد همين ايرانيهاى خودمان براى اينكه سنتهاى ايرانى و به قول خودشان فرهنگ ايرانى را بخواهند زنده كنند، كوشش مى‏كنند كارهايى را كه از اولِ اول خرافه محض بوده است زنده كنند، چون فكر مى ‏كنند كه مليت ايرانى را بدون اينها نمى ‏توان نگه داشت. مثلًا تخم ‏مرغ رنگ كردن در نوروز يك رسم ايرانى است. اين كار با اينكه كار چرندى است ولى مى‏ گويند براى اينكه اين رسم ايرانى و عمومى كه همه مردم به آن خو گرفته ‏اند به صورت يك مشخِّص روحى ايرانى از غير ايرانى باقى بماند اين رسم تخم ‏مرغ رنگ ‏كردن در نوروز را نگذاريد فراموش شود، آن را زنده نگه داريد.در مورد آتش شب چهارشنبه آخر سال- كه نمونه‏اى از آتش ‏پرستى‏ هاى قديم است كه نه تنها چيز خوبى نيست بلكه خيلى چيز بدى هم هست- همين را مى‏ گويند فقط براى اينكه به قول اينها فرهنگ را (اين فرهنگ، معنايش علم و فلسفه نيست بلكه به معنى سنت است) بايد زنده نگهداشت. ولى همين آقايان وقتى كه پاى تاريخ به ميان مى‏ آيد مى‏ گويند حالا چه فرق دارد كه ما مبدأ تاريخ را مبدأ مسيحى بگيريم يا مبدأ اسلامى؟!
2- مسئله اذان را عرض كرديم و از آن آمديم [به بحث‏] راجع به اينكه اسلام برخلاف مسيحيت شعار تصويرى ندارد، يا شعارى از قبيل آتش روشن كردن ندارد. آتش روشن كردن شعار آتش ‏پرستان است. از روى آتش پريدن در چهارشنبه آخرسال در اسلام بوى كفر مى ‏دهد. «سرخى تو از من زردى من از تو» در اسلام شرك و كفر است. اينها شعار گبرها و آتش‏ پرست هاست. اسلام براى مبارزه كردن با اينها آمده. اسلام دين اذان و دين لا اله الّا اللَّه است.
3- يا آخر سال. «لايدور» يعنى چهارشنبه ‏اى كه بر نمى‏ گردد. الآن بر من مجهول است كه چهارشنبه آخرماه است يا آخر سال. اگر چهارشنبه آخر سال بگيريم و سال را سال شمسى بگيريم براى ما ايرانيها خيلى عجيب است. واقعاً عجيب است: چهارشنبه آخر سال شمسى كه مى‏ شود حتى در محيط هاى عالى فرهنگى ما آتش روشن مى‏كنند، از روى آتش مى ‏پرند، مى‏ گويند: «سرخى تو از من، زردى من از تو». من نمى ‏دانم ما چقدر مى ‏خواهيم اصرار روى حماقتهاى خودمان داشته باشيم؟!
4- ممكن است شما بگوييد الحمدللَّه ما كه معذب نيستيم، پس ما در هيچ روز نحسى قرار نگرفته ‏ايم؛ اتفاقاً ما الآن بايد بفهميم تمام روزهاى ما نحس است؛ روز اول فروردين ما هم نحس است؛ چون ما به نص قرآن مجيد مردم معذبى هستيم، مردمى هستيم كه خودمان به جان يكديگر افتاده ‏ايم. ما تمام ملل مسلمان، امروز در ايّام نحسات بسر مى‏ بريم. آن عذاب الهى كه مى‏بينيد، مظهر اعلايش اسرائيل است، چرا؟اعمال خودمان. ما كه قرنها جز در راه جدايى و دشمنى و تحريك اعصاب عليه يكديگر قدم برنداشته‏ ايم طبيعى است كه دشمن مسلط شود. ما اگر بخواهيم از اين نحس خارج شويم چه بايد بكنيم؟ آيا برويم بيرون شهر، سبزه‏ ها را گره بزنيم تا از نحسى خارج شويم؟! با سمنو پختن از نحسى خارج مى‏شويم؟! با سبزه را در روز سيزده از خانه بيرون ريختن از نحسى خارج مى ‏شويم؟! بيچاره! چرا خانه‏ ات را در اين روز رها مى ‏كنى و مى‏ روى به الدنگى؟! از خودت بيرون بيا، از اين رفتار زشت خودت بيرون بيا، از اين عادات زشتت بيرون بيا، از اين افكار زشت خودت خارج شو، از اين ملكات كثيف و پليدى كه گرفتارش هستى خارج شو. آيا تو با آن كارها از نحوست بيرون مى‏آيى؟! 13 چه گناهى دارد؟ خانه و زندگيت چه گناهى دارد؟ از سمنو چه كارى ساخته است؟! از سبزه گره زدن چه كارى ساخته است؟! به خدا ننگ اين مردم است كه روز سيزده را به عنوان سيزده بدر [بيرون‏] مى روند؟ من نمى‏ فهمم آنهايى كه اسم تنوير افكار و پرورش افكار روى كار خودشان مى‏ گذارند چرا يك كلمه نمى ‏گويند.بعضى برعكس، ترويج و تشويق مى‏كنند! روز ولادت خاتم‏ الانبياء كه بايد روز تعطيل باشد و مردم بيايند از تعليمات آن بزرگوار استفاده كنند ما روز تعطيلى نداريم، روزولادت شاه مردان علىّ بن ابى طالب براى ما تعطيل رسمى نيست، روز ولادت حسين بن على براى ما تعطيل رسمى نيست ولى روزى كه سمبل خرافه و حماقت ماست روز تعطيلى است. بدانيد اين مسائل مال اسلام نيست، ابداً، نه 13 صَفَر نه غير صفر. من حتى به تمام مدارك و اخبارش مراجعه كردم.
5- متأسفانه پاره ‏اى خرافات هم اكنون در ميان برخى ايرانيان وجود دارد از قبيل پريدن از روى آتش در چهارشنبه آخر سال و سوگند خوردن به سوى (نور)چراغ كه از بقاياى ماقبل اسلام است. و اين وظيفه اسلامى است كه با مقياسهاى اصولى اسلام عقايد پاك و خالص اسلامى را از كدورت انديشه‏ هاى جاهلى هميشه دور نگاه دارند .
6- ممكن است نیاكانتان اشتباه كرده باشند ، ممكن است نیاكانتان عقل و شعور نداشته باشند ، اینكه دلیل نمی شود ، نیاكان ما در گذشته چنین می كرده اند ما هم چنین می كنیم . چهارشنبه آخر سال می شود ، بسیاری از خانواده ها كه باید بگوییم خانواده های احمق ها, آتش و هیزمی روشن می كنند ، بعد آدم های سر و مر و گنده با یك هیكل های چنین و چنان از روی آتش می پرند ای آتش ! زردی من از تو سرخی تو از من ! اینچقدر حماقت است. چرا چنین می کنید!؟ این یک سنتی است. پدران ما چنین می کردند.قرآن می گوید:«أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَـــــ آيا اگر پدران ايشان عقل نمى‏ داشتند و هيچ چيز نمى ‏فهميدند و راه بجايى نمى ‏بردند باز هم پيرويشان مى‏كردند؟»(بقره:270)   شما وقتی می بینید یک کار احمقانه است ودلیل خریت پدران شما رویش را بپوشانید. چرا هر سال تجدیدش می کنید!؟ چهارشنبه سوری سند حماقت است و ما هی سعی می کنیم این سند حماقت را زنده نگه داریم. مائیم که چنان پدر و مادرهای احمقی داشته ایم.
(البته این متن سخنرانی شهیدمطهری مربوط به پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و در زمان حاکمیت طاغوت است)
و

علامه تهرانی( ره):
1- ما با چشم خود مى ‏ديديم كه در شب چهارشنبه سورى از روى آتش مى ‏پريدند، و نوروز و مهرجان را محترم مى‏ شمردند، و روز سيزده را نحس و سيزده بدر مى گ‏رفتند،و هزاران قصّه و افسانه ‏هاى سرگرم كننده ديگر كه جزو دستورات سياسى طبقة حاكمه بود،كه با مصارف هنگفتى مى ‏بايد در اين كشور اجرا گردد.لغت قرآن را كه زبان اوّل هر مسلمان است لغت اجنبى خواندند؛ و تعليم و تدريس لغت و زبان و دستور عربى را در مدارس به سرحدّى تنزّل دادند كه در حكم عدم بود، ولى لغات اجنبى و لغات غير مأنوسه أى، را از كتاب اوستا مى‏يافتند و با هزار برهان و دليل مى ‏خواستند به جاى آن لغات مأنوس و شيرين عربى به كار برند. و براى وزارت معارف، فرهنگستان تشكيل دادند، و در آن جز اين روش اسلام زدائى و غرب گرائى چيز ديگر ملموس نبود.در هر يك از كشورهاى اسلامى به مناسبت سوابق تاريخى قبل از اسلام آن، همين برنامه را اجرا كردند. در ايران به نام پان ايرانيزم و در كشورهاى عرب به نام پان عربيزم، و نعرة العروبه، و در تركيّه به نام پان تركيزم، و در هند و پاكستان به نام پان هندوئيزم و بالأخره در هر محدوده و محيط كوچكى هم كه بود همچون سواحل خليج فارس و شيخ نشين‏هاى قطر و قطيف و ابو ظبى و غيرها هى استقلال دادند، و بر روى آن يك پان گذاردند.

2- من روزنامه اش را دارم، در زمان شاه وقتى كه اين نخست وزيرمى آمد با آن هيكل دويست كيلويى خودش و آن وضعيت كذايى اش از روى آتش مى پريد و آن عبارات بسيار زشت و پست را كه در شأن يك انسان عادى نيست چه برسد به اينكه يك فرد سياستمدارو يك فردى كه به روى حرفهايش حساب مى كنند، من واقعاً بر انسانيت تاسف مى خوردم، كه ببينيد اين مملكت و جريانات سياسى آنرا چه افراد و افكارى مى گردانند و چه عقولى اينها در صدد رشد و رقاء ملت اين مملكت هستند.آن كسى كه بر اساس اين تخيلات بيايد و بخواهد سنن باستان را احياء كند، آنوقت چگونه ممكن است او بتواند يك مملكت و يك ملت را در راه صلاح معنوى و رشد، نه صلاح ظاهرى و شكم و ساير تفريحات و تلذّذات و اينها قرار دهد. همه افراد مى توانند از عهده مسايل ظاهرى بربيايند، افتادن در مسير تنوعات و تلذّذات و اينها كارى ندارد، مسئله اى نيست،اما آن فردى كه بيايد و صلاح معنوى و رشد فكرى و علمى و معنوى نفوس افراد را مدّ نظرقراربدهد، با اين تخيّلات و توهّمات چگونه جور در مى آيد و چگونه مى شود اين قضيه رشد پيدابكند؟.هنوز هم در گوشه وكنار دنيا همين حرفها هست. شخص سنش به هفتاد سال رسيده، ولى در همين تخيلات غوطه ور است، شب چهارشنبه كه مى شود آتش روشن كنند و بپرند و بيايندو بگويند ....احياى سنن قديم غير از اسراف و مواجهه با انواع خطرات و مهالك و ايجاد ناامنى و اضطرابى كه هم اكنون داريم مى بينيم و ديديم كه از يك ملت با فرهنگ بسيار بسيار بعيد است و بيشتر به يك ملت وحشى و بى تربيت و بى ادب و بى فرهنگ شباهت دارد چه فايده اى براى ما حاصل مى شود. آن وقت درست است كه ما بياييم به اين مسائل افتخار كنيم و اينها را به عنوان پاس داشتن و احياء سنن گذشتگان به حساب بياوريم. همه اينها خيالات و توهمات است.در اسلام ماه، ماه قمرى است به ماه شمسى كار ندارد.سيدالشهدا هر روزى كه از سال شمسى شهيد شده ما بايد بر اساس سال قمرى حساب كنيم. حال اگر فرض كنيم كه قضيه عاشورا (همانطور كه بعضى محاسبه كرده اند) در فصل گرما اتفاق افتاده باشد، و ما بياييم و بگوييم حالا كه سيدالشهدا در روز عاشورا در فلان روز از ماههاى شمسى شهيد شده اند ما بياييم عزادارى خود را بر تاريخ شمسى انجام دهيم. اين جور در نمى آيد، درست نيست، رسم ائمه بر اين نبوده كه روز عاشورا را در ماههاى شمسى بگيرند عاشورا خودش حكايت كننده از ماه قمرى است، محرم، صفر، اينها همه ماه قمرى هستند. ولادت ائمه همه منطبق با ماههاى قمرى است نه ماههاى شمسى. ما در تاريخ اسلام ارزشى را بر ماههاى شمسى نداريم همه برماه قمرى است.
توسط علی نورائی در تاریخ چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 و ساعت 23:6 |

     در روز انتخابات با خودم قرار گذاشتم که راجع به چند حاشیه انتخابات حتما یادداشت بنویسم اما تراکم کاری و چند برنامه فشرده در این مدت اجازه نداد تا امروز که خدا را شکر فرصتش جور شد و حافظه هم یاری کرد و مطالب هم از ذهنم پاک نشد....

     شاید مهمترین حاشیه ای که در هر دوره از برگزاری انتخابات با هر آرایش سیاسی کام مرا تلخ میکند مسئله فراموش شده و مهجور اقامه نماز است

     ماجرایی که همه ما آنقدر درگیر بازی های سیاسی و تلقینات امنیتی حضرات متوهم و جوگیر امنیتی میشویم که از لزوم و اهمیت آن یعنی اقامه نماز علی الخصوص نماز جماعت و اول وقت و در مساجد غافل می شویم تا جایی که حتی برخی حضرات به بهانه های کودکانه با حرکات خودجوش در جهت اقامه این فریضه مهم به شدت مقابله شبه امنیتی هم می کنند و همگان تحت تاثیر این القائات از تاثیرات وضعی سوء این تعطیلی گسترده اقامه فریضه و فراموشی یاد خداوند آن هم در خانه ی خود او غافلند و فراموش می کنند عملکرد ائمه و بزرگانمان و صالحین و شهدا در این خصوص را که در زمان نماز هر کاری با هر درجه از اهمیت حتی جنگ رها میشد برای اقامه نماز و حتی الامکان به صورت جماعت ....

     یعنی اینکه مساجد را تبدیل به مراکز اخذ رای می کنند و پس از آن به بهانه های کودکانه در طول اخذ و شمارش آراء یعنی تقریبا یک روز و نیم نماز را به اجبار تعطیل می کنند و عین خیال هیچکس هم نیست که این فراموشی یاد خدا چه تاثیر منفی ای بر فرایند مهم انتخابات و تعیین سرنوشت اجتماع دارد.

     لطفا کسی برای ما به بهانه های محافظه کارانه ی امنیتی و حفاظتی برای ماله کشی قضیه تنبلی و بی ابتکاری حضرات استناد نکند که دیگر این شیوه های نخ نما و موجب خنده همه مردم شده است.

     البته بنده خودم به صورت قاطع معتقد به استفاده از مساجد برای دریافت آرای مردم در زمان انتخابات هستم و ادله ی خاصی برای آن دارم از قبیل دلایل معنوی و سیاسی و احتماعی و .....

     اما در کنار آن امکان عدم تعطیلی نماز را همزمان با اخذ آرای مردم به کرات تجربه کرده ام و برکات آن را به چشم دیده ام و هیچ مشکلی هم در عمل برای فرایند انتخابات به وجود نیامده است.

     و منکر این هم نیستم که خودم هم در مقطعی تحت تاثیر همین توهمات کودکانه امنیتی مخالف اقامه نماز مردم در مسجد اعم از جماعت و یا غیر جماعت در زمان انتخابات بودم اما لطف خدا از زبان یک نوجوان 11-10 ساله شاملم شد و به خودم آمدم و وای بر غفلتم و جلوگیریم از اقامه فریضه 

     امیدوارم که رفقای حزب اللهی و متعهد در هر جا که هستند در حدی که می توانند در این خصوص گامی را بردارند تا هم فردای قیامت شرمنده نشویم و هم از اثرا منفی این گناه حکومتی و جمعیمان به بهانه های واهی جلوگیری کنیم؛ علی الخصوص که مرحله دوم انتخابات هم نزدیک است...

     دومین ماجرا قضیه مکانیزه کردن انتخابات است که سالهاست در بوق و کرنا دمیده می شود اما در عمل همه سرکارند و فقط هزینه گزاف بیت المال است که هدر میرود، البته مخالفتی با این مسئله مکانیزاسیون ندارم اما هزینه های گزاف هر دوره برای تجهیزات و اتصال شبکه و آموزش متصدیان ونرم افزار و ایرادات و قطعی های آن در عمل و اختلال در سرعت و فرایند اخذ آراء و..... و دلایلی که همه میدانند در خصوص مشکلات نرم افزارهای دولتی در ایران گویا اینبار هم با وجود اهمیت این پروژه باز هم تکرار شده و متاسفانه باز هم در دیزی بیت المال باز است و اثری هم از حیای گربه نیست....

     سومین نکته جالب که در این دوره با آن مواجه شدیم و هم خیلی مسرت بخش بود و هم قابل تحلیل اجتماعی این است که میزان فحش نویسی در برگه های آرای انتخاباتی بسیار کم شده بود و تقریبا در صندوق ما به صفر رسیده بود. این مسئله از دو منظر قابل تحلیل است.

از طرفی نشان دهنده ارتقای عمومی سطح فرهنگ سیاسی جامعه است که با وجود بسیاری از دلخوری ها و انتقادات و حتی نوشتن متن های اعتراضی به مشکلات جامعه و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی از قبیل گرانی و تورم و بیکاری در برگه های آراء؛ حتی در متن های تند نوشته شده به صورت شرم نامه هم بر خلاف گذشته های نچندان دور حکمت حضرات مرمسالار و گفتگوی تمدنها و توسعه سیاسی اثری از فحاشی دیده نمی شد و این برای خود من بسیار لذت بخش بود

     از طرف دیگر با توجه به اعلام تحریم انتخابات از طرف معترضین همیشگی و عمدتا جریان اشراف منفعت طلب و خودخواهی که همگان با ادبیاتشان آشنایی دارند (یعنی همان یک درصد همیشگی که همه چیز را برای خود و جیبشان می خواهند و تا اوضاع بر وفق مرادشان نباشد به عالم و آدم فحاشی می کنند) فکر می کنم این بالا رفتن سطح فرهنگ سیاسی عمومی را هم از برکت این ماجرا یعنی عدم حضور قشر طاغوتی جدا از مردم دانست که روز به روز در حال منزوی شدن و فرو رفتن در خود هستند و در توهماتشان جمعیت اندک یک درصدیشان را تمام کشور می دانند و تمام مردم را هم دارای حق نوکری برای اشرافیت ولاغیر، غافل از اینکه:

                                                     ایران فقط تهرون نیست

                                                   تهرون فقط شمرون نیست

و در این انتخابات ثابت شد که       شمرون هم فقط خونتون نیست


بعید نیست که در نسل بعدی و مواجه شدن فرزندانشان با واقعیات جامعه متوجه شوند که:

                                             توی خونه شون هم فقط خودشون نیستند

و بچه هایشان هم به عنوان فرزندان ایران اسلامی که در هوای حکومت اسلامی و آزادگی نفس کشیده اند؛ نظری متفاوت دارند

والعاقبة للمتقین

توسط علی نورائی در تاریخ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 و ساعت 7:17 |

دلم برای عطر زلال برادریمان تنگ شده ...
دلم برای تنهایی های چشم در چشممان تنگ شده ...


دلم برای برادرم تنگ شده ...
هر روز بیشتر از دیروز ...


هر بار می بینمت دلتنگتر از پیش .... برای دیدارت قلبم به طپش می افتد....
و از دوریت در هم فشرده می شود
......
دلت یک دوست می خواهد...
نمی دانم...
برادرت لیاقت دوستی با تو را دارد...!؟!
یا نه!؟!


هر چند .../
اگر برادرت دوستت بود ...

امروز دلت یک دوست نمی خواست برادرم...

توسط علی نورائی در تاریخ شنبه بیستم اسفند 1390 و ساعت 23:54 |

اسامی کاندیداهای مورد حمایت فرزندان لباس شخصی امام روح الله

در انتخابات مجلس نهم

برای نوشتن این مطلب خیلی تردید وجود داشت و موجب بحث های مفصلی در باب تکلیف و مصلحت و... شد اما در نهایت از باب تکلیف می نویسم و برای پاسخ به درخواست برادرانی که خواسته ی آنها برایم ارزش دارد

خمینی عزیز پرچمی را که تو برافراشتی

هرگز بر زمین نخواهیم نهاد

به نمایندگی از هسته های مقاومت لباس شخصی حزب الله

1. مرتضی آقاتهرانی

2. روح الله حسینیان

3. غلامعلی حدادعادل

4. علی اصغر زارعی

5. سیدمحمود نبویان

6. قاسم روانبخش

7. سیدمهدی هاشمی

8. محمدناصرسقای بیریا

9. محمد سلیمانی

10. مهدی کوچک زاده

11. محمدجمال خلیلیان

12. حسین طلا

13 اسماعیل کفایتی

14. نعمت الله حکیم

15. محمدمهدی باباپور

16. فرهاد جوانمردی

17. حسن حمیدزاده

18. زهره سادات لاجوردی

19. محمدحسین استادآقا

20. فاطمه آلیا

21. بتول نامجو

22. علی خطیبی

23. علیرضا صفارزاده

24. محمود دهقانی

25. جواد محمدی

26......................

ترجیح میدهم که به جای 30 رأی به بیست و پنج نفر رأی بدهم اما به کسانی رأی ندهم که یقین دارم که به انقلاب اسلامی اعتقادی ندارند و خائنند و در محافل خصوصی ادبیاتشان را شنیده ام

حداقل اینطور دیگر خیالم راحت است که مثل منی با رأیش در جنایت ها و خیانت های حضرات شریک نیست و بار مسئولیت شرعی کارهایشان بر عهده ام نیست چراکه خودم کلام امام حاضرم را شنیده ام که رأی دهنده با رأی خود شریک در تمام اعمال بعدی نماینده است و اگر به کسی اطمینان ندارد به رأی ندهد، اما جمله اخیر منتسب به ایشان در خصوص لزوم پرکردن 30 گزینه رأی را نه تاکنون از زبانشان شنیده ام و نه با عقل و یا رویه کلامی ایشان جور در می آید و بلکه بیشتر با ادبیات حضرات معامله گر منفعت طلب و وحدت طلب نما شباهت دارد

از طرف دیگر خطر جریان نفاق جدید حزب اللهی های سابق که هنوز هم مدعی ولایتمداریند و با کمال وقاحت با تمام جریانات فاسد و سکولار و تکنوکرات و.... زد و بند می کنند و از هر کسی برای کار سیاسی پول دریافت می کنند را از خطر منافقین رسوا شده قدیم (خودتان میدانید گروه رجوی را نمی گویم) و دشمنان رسمی فعلی بیشتر می دانم و نمیخواهم با رأیم به بهانه جلوگیری از ورود آنها (که دشمن مستقیمند و عددی نیستند) به درخت منافقین آینده آب بریزم و اشتباه همیشگی را تکرار کنم.

به طور قطع می دانم که بسیاری از کسانی که در پست قبلی گفته ام که به آنها رأی نخواهم داد از جریانات مختلف رأی خواهند آورد امامسئله عمل به تکلیف و عدم ذبح تکلیف در میدان مصلحت اندیشی نابجا در شرایط غیربحرانیست، ضمنا در یک نگاه واقع گرایانه با شکستن رأی حضرات مدعی و مغرور و کشیده شدن انتخابشان به دور دوم مانند مجلس هشتم و واقعه لیست های زرد رنگ ابتکاری بچه ها، می شود هم گوش آنان را پیچاند و هم تیر اخطاری در خصوص اصلاح عملکردشان برایشان شلیک کرد تا به خود بیایند.

توکل بر خدا

به نمایندگی از

هسته های مقاومت لباس شخصی حزب الله

توسط علی نورائی در تاریخ جمعه دوازدهم اسفند 1390 و ساعت 2:8 |

من به مجلسی رأی می دهم که در شأن انقلاب اسلامی باشد


کم کم که به روزهای پایانی تبلیغات انتخاباتی نزدیک می شویم حجم عملیات روانی گروه های سیاسی مختلف گسترش می یابد تا بلکه بتوانند در آخرین روزها از میان آنان که هنوز انتخاب نکرده اند پیاده نظام خود را تکمیل کنند تا بر دوش اینان جماعتی بر صندلی های سبز مجلس بنشینند و ...

و امروز ماییم و حق رأیی که ثمره خون سرخ شهیدان است برای تعیین چگونگی ادامه مسیر انقلاب اسلامی و تشکیل مجلسی که به فرموده امام قرار است که عصاره ی فضایل ملت باشد که ان شاء الله باشد !؟!

اما سوال اساسی امروز برای همه این است که به چه کسانی و کدام جریان سیاسی رأی بدهیم؟


من به مجلسی رأی می دهم که در شأن انقلاب اسلامی باشد


مجلسی که در روز غربت انقلاب اسلامی اولین فدایی و پاسدار این انقلاب باشد نه اینکه مرکز عملیات روانی ....

مجلسی که در آن با اشاره برخی ها نظر نایب امام زمان(عج) را که کاشف از از نظر معصوم است به رأی نگذارند

مجلسی که نمایندگان در راهروهای فلان مجموعه برای حفظ محبوبیت اجتماعیشان بالا و پایین نروند و معامله نکنند

مجلسی که نمایندگان آن برای دریافت مدرک تحصیلی بالاتر خودفروشی سیاسی نکند

مجلسی که نماینده آن با ادعای بزرگ زادگی دیگران را کوچک زاده ننامد و فرزندان معنوی را روح الله را مشتی اراذل ساندیس خور ننامد

مجلسی که واقعا عصاره ی فضایل ملت باشد

من به مجلسی رأی می دهم که در شأن انقلاب اسلامی باشد


متنفرم از موضع گیری های جناحی و همواره تلاش کرده ام که آخرتم را به دنیای دنیاطلبان نفروشم و از حضور در جریان های سیاسی کار منفعت طلب اجتناب کرده ام و به عنوان یک رزمنده ی لباس شخصی انقلاب اسلامی تلاش کرده ام تا بازیچه جریانات سیاسی نباشم و آبرویم را جز برای انقلاب اسلامی هزینه نکنم ....

شهادت می دهم که که برادرانم در جبهه پایداری نیروهای انقلاب اسلامی یکی از پاکترین و انقلابی ترین لیست های انتخاباتی را در حد امکان سازماندهی کرده اند

اما...

تکلیف ما باید با انقلاب اسلامی روشن باشد

من تا  آنجا با هر شخص و مجموعه ای نسبت دارم که او با انقلاب اسلامی نسبت داشته باشند

و فقط به کسانی برای نشستن بر کرسی های قانونگذاری این نظام رأی خواهم داد که آنان نیز تکلیف خود را با انقلاب اسلامی به صورت شفاف مشخص کرده باشند

سلبی و ایجابی

و حضور بعضی اشخاص و حمایت برخی رفقای مدعی وفاداری به انقلاب اسلامی از آنان و کلاً برخی مناسبات و تعارفات سیاسی برای من سرباز پیاده نظام قابل درک نیست و به کسانی که نتوانم نسبت آنان را با انقلاب اسلامی درک کنم رآی نخواهم داد.

...............................


من به مجلسی رأی می دهم که در شأن انقلاب اسلامی باشد


من به لیست های بسته شده توسط سیاستبازان حرفه ای  رأی نخواهم داد

من به رئیسی که نظر رهبر انقلاب اسلامی را به در مجلس به رأی گذاشت و با اینکار یک رویه جدید ایجاد کرد که همواره روسای بعدی مجلس ها هم بتوانند نظر رهیر انقلاب را در موارد مختلف به رای بگذارند و تضعیف کنند (کاری که حتی مهدی کروبی در قضیه اصلاح قانون مطبوعات در مجلس ششم از آن اجتناب کرد و نظر نایب الامام را واجب الاطاعه خواند تا این رویه شکل نگیرد و یک تنه در مقابل یک مجلس اصلاح طلب ایستاد) فارغ از تمام ابهامات موجود در پشت پرده های سیاسی رآی نخواهم داد

من به نمایندگانی که به مصوبه ی خلاف نظر رهبری رآی دادند؛ رأی نخواهم داد

من به کسانی که یک هفته انقلاب اسلامی را در فتنه غریب گذاشتند و خفه خون گرفتند رأی نخواهم داد

من به ساکتین و مردودین فتنه که نگران از سرانجام کار نظام و سرنوشت خود در فردای پیروزی فتنه گران با سکوت خود به براندازی نظامی که میراث خون شهیدان هزاران سال مبارزه ی خونین حق طلبان با طاغوت ها است؛ کمک کردند رأی نخواهم داد

من به نمایندگانی که با جریان اشرافیت سر در یک آخور دارند و علی رغم لاف انقلابی شان در کاخ های شمال شهر زندگی می کنند و آرمان های انقلاب و ساده زیستی امام راحل و امام حاضر را به سخره می گیرند رأی نخواهم داد

من به نمایندگان وابسته به هزار فامیل فساد سیاسی و اجنماعی رأی نخواهم داد

من به نماینده ای که هر اعتباری دارد به عنوان یک چهره رسانه ای جانباز و رزمنده و بسیجی است اما در خفا، چشم در چشم من بسیج و بسیجیان را تحقیر کرده است رأی نخواهم داد

من به آقازاده های فحاش از تریبون مجلس و خود بزرگ زاده بین رأی نخواهم داد

من به کسانی که حاضرند در معادلات قبیله ای معامله گران بر سر آرمانهای انقلاب اسلامی شرکت کنند و در لیست های وحدت بین القبایل بر سر خوان غارت انقلاب اسلامی نامشان در کنار نام هر کس و ناکسی قرار بگیرد رأی نخواهم داد

من به بزرگانی که حاضر شده اند نامشان در لیست های انتخاباتی در کنار هر خودفروش سیاسی و خائن به انقلاب اسلامی قرار بگیرد و شرم نمی کنند رأی نخواهم داد

من به انحصارطلب ها و اقتدارگراها رأی نخواهم داد

من به کسی که در دولت احمدی نژادی شخصیت پیدا کرد و امروز به بهانه ی اشتباهات دولت کلا به آغوش جریان تکنوکرات غلطیده رأی نخواهم داد

من به کسانی که ولی نعمتی مردم را برخود فراموش کرده اند رأی نخواهم داد

من به کسانی که به مهندسی اجتماعی امنیت محور در مقابل تفکر عدالت محور شیعه اعتقاد دارند رأی نخواهم داد

من به کسانی که از هر کاه ایراد و اشتباه دولت احمدی نژاد در سالهای گذشته کوهی در رسانه ها ساختند اما لجنزار انواع فساد های سیاسی و اجتماعی و اخلاقی جریان سیاسی متبوع خود را فراموش کردند رأی نخواهم داد

من به نمایندگانی که هدفشان از حضور در مجلس به قدرت رساندن یک جریان سیاسی خاص در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده باشد رأی نخواهم داد

من به کسانی که از لحظه نشستن بر صندلی های مجلس مشکلات مردم را فراموش می کنند و خود را برتخته عاج تصور می کنند رأی نخواهم داد

من به نمایندگانی که برای خود حقوق مادام العمر مصوب کرده بودند رأی نخواهم داد

من به نمایندگانی که از پول بیت المال مسلمین به سفرهای بی مورد خارجی می روند رأی نخواهم داد

من به نمایندگانی که صندلی مجلس را غنیمت جنگی حزب خود می دانند رأی نخواهم داد

من به نمایندگانی که با اشراف بر سر یک سفره بنشینند رأی نخواهم داد

من به اشرافیت انقلاب اسلامی رأی نخواهم داد

من به نمایندگانی که اخلاص در عمل نداشته باشند

رأی نخواهم داد

.........


من به مجلسی رأی می دهم که در شأن انقلاب اسلامی باشد

من به یک لیست بسته شده توسط سیاستمدار ها رای نخواهم داد

من به مجلسی رأی می دهم که در شأن انقلاب اسلامی باشد


من به نماینده ای رای می دهم کلام و عمل او تالی تلو روح الله باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که مانند احمدی نژاد امام خمینی(ره) را یک حقیقت مدار بداند نه یک سیاستمدار و با این الگو عمل سیاسی خود را تطبیق داده باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که همچنان آرمانهای عدالتخواهی و استکبارستیزی و ساده زیستی جنبش 84 را فریاد بزند

من به نماینده ای رأی می دهم که در مرحله ی اول انتخابات 27خرداد 84 که تمام جریانات سیاسی از هم تفکیک شده بودند (و نه در 3تیر84 که آش شله قلمکار مخالفین هاشمی شکل گرفته بود) درکنار ما به احمدی نژاد بر اساس تکلیف و نه بغض هاشمی رأی داده باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که سابقه سهم خواهی از دولت را در این سالها نداشته باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که اگر به احمدی نژاد انتقاد می کند برای رضای خداو اصلاح امور و برادرانه و بدون اغراض سیاسی و هیاهوی رسانه ای بوده باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که سابقه تخریب و سیاه نمایی بر علیه انقلابی ترین دولت تاریخ کشور را بر خلاف نظر رهبری نداشته باشد

من به نماینده ای رأی میدهم که به رئیس جمهور رسمی کشور بر خلاف نظر رهبری در صحن مجلس و انظار عمومی توهین نکرده باشد و تهمت نزده باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که در طراحی خواص رأس فتنه بازی نکرده باشد و رئیس جمهور رسمی کشور را برخلاف نظر رهبری منحرف نخوانده باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که نص کلام رهبری را در مورد اصلی و فرعی کردن مسائل و فراموش نکردن جبهه ی اصلی نصب العین خود کرده باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که متوجه تأکیدات مکرر رهبری بر لزوم فراموش نکردن ماهیت برانداز فتنه گران 88 شده باشد و در مقابله با آنان تمام تعارفات و نسبت های فامیلی و دوستی قدیم را به کناری نهاده باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که در فتنه 88 سکوت نکرده باشد و در دفاع از انقلاب سینه سپر کرده و فریاد زده باشد نه آنکه بر تریبون مجلس به مظلومیت امیر فتنه گران اشک غربت ریخته باشد و بر سر انقلاب منت گذاشته باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که با شخصی که پس از گذشت دو سال تاکیدات مکرر رهبرم هنوز فتنه را فتنه نمی خواند و کدورت می نامد نسبتی نداشته باشد نه آنکه در لیستی در کنار حامیان و سرسپردگان او قرار بگیرد به بهانه ی وحدت

من به نماینده ای رأی می دهم که در مقابل پای رهبرم بایستد و و احترام بگذارد نه آنکه لم داده بر صندلی خود به قیام کنندگان و شعاردهنگان به احترام رهبرم پوزخند بزند

من به نماینده ای رأی می دهم که در لیستی قرار نگرفته باشد که اعضای لیست در 9دی88 به شعارهای انقلابی مردم بر علیه خواص رأس فتنه و شرکای اقتصادیشان معترض باشند

من به نماینده ای رأی می دهم که در طرحهای بزرگ اقتصادی (از قبیل طرح تحول اقتصادی و هدفمندی یارانه ها) و تصویب بودجه سالانه ی انقلابی ترین دولت تاریخ کشور در اوج تحریم ها و فشار های خارجی کارشکنی نکرده باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که همواره فریاد عدالتخواهیش در گوش مستکبران همچون کابوسی نقش بسته باشد و حامی مستضعفین و پابرهنه ها به عنوان صاحبان حقیقی انقلاب باشد


من به سیاست بازان و سیاستمداران حرفه ای و محافظه کار رأی نخواهم داد

من به نماینده ای رأی می دهم که فدایی انقلاب اسلامی باشد

من به نماینده ای رأی می دهم که

اخلاص در عمل داشته باشد

.................................


من به مجلسی رأی می دهم

که در شأن انقلاب اسلامی باشد

من به عنوان یک رزمنده لباس شخصی پیاده نظام انقلاب اسلامی

تنها به وفاداران حقیقی و مبارزان در طریق آرمانهای انقلاب اسلامی

رأی خواهم داد


....................................

*من به اسامی زیر قطعاً رأی نخواهم داد:

علی لاریجانی، علی مطهری، محمدرضا باهنر،، محمدحسن ابوترابی‌فرد، غلامرضا مصباحی مقدم، احمد توکلی، محسن کازرونی، محمدنبی حبیبی، علیرضا زاکانی، علیرضا مرندی، حسین فدایی آشیانی، الیاس نادران، مهرداد بذرپاش، اسماعیل کوثری، حسین مظفر، حسین ابراهیمی، مسعود میرکاظمی، اسدالله بادامچیان، زهره طبیب‌زاده، الهام امین‌زاده، زهره الهیان، لاله افتخاری، فاطمه رهبر، پرویز سروری، مجتبی رحماندوست، ابراهیم انصاریان، محمود فرشیدی، علی اصغر خانی، محمد نبی رودکی، مجتبی میردامادی، حمید فرمانی، شهاب الدین صدر، بیژن نوباوه، حمیدرسایی، علیرضا محجوب، علی عباسپور تهرانی، حسن زمانی، حسن غفوری فرد، امیدوار رضایی، حمیدرضا کاتوزیان، سیدمحمود علوی، مهدی شیخ الاسلام، ابوالحسن نواب و....

*هنوز تصمیم قطعی نگرفته ام ولی شاید در روز آخر اعلام بکنم که به چه کسانی رأی خواهم داد که البته متوجه شدنش همین الان هم کار سختی نیست

*متعقدم که اگر به یک لیست سی نفره کامل رأی ندهم بهتر از آن است که به کسانی رأی بدهم که در دوره نمایندگی به انقلاب خیانت کنند و من هم در این خیانت شریک باشم

*این یادداشت صرفاً پاسخی بود به درخواست برخی دوستان در خصوص تعیین تکلیف جهت انتخابات و البته بیشتر با نگاه به چیدمان سیاسی گروه ها در تهران اما رفقای شهرستانها هم می توانند با تطبیق برخی شاخص های متن بر اشخاص در مناطق خودشان به نتایج لازم برسند

توسط علی نورائی در تاریخ سه شنبه نهم اسفند 1390 و ساعت 6:46 |

از علی آموز اخلاص عمل...

( راه شهرداری همیشه به ریاست جمهوری ختم نمی شود )

    واقعه سال 84 و رسیدن دکتر احمدی نژاد به ریاست جمهوری اسلامی ایران از صندلی شهرداری پایتخت را بیشتر از پیروزی انتخاباتی ساده ی یک جریان سیاسی، می توان یک خرق عادت انتخاباتی در معادلات جریان های سیاسی داخلی کشور نامگذاری کرد.

    آنهم در شرایطی که شاید تا پیش از استقرار ایشان در پست شهرداری تهران در میان توده های مردم کمتر کسی ایشان را می شناخت و بر همین مبنا و بر اساس اصول و قواعد و چهارچوب های متداول انتخاباتی ایران که همواره منتخبان از حلقه بسته رجال سیاسی کشور انتخاب می شدند و جایی برای چهره هایی خارج از این حلقه در اذهان تعریف نمی شد، کمتر کسی احتمال موفقیت و پیروزی ایشان را در انتخابات ریاست جمهوری می داد و حتی بسیاری از حامیان جریان انتخاباتی احمدی نژاد هم صرفا با یک نگاه تکلیفی و توکل بر خدا و در جهت حداقل مطرح شدن دوباره گفتمان انقلاب اسلامی که مبنای نظرات دکتر احمدی نژاد بود در ستادهای ایشان فعالیت کرده و از وی حمایت کردند و به او رأی دادند.

    امواج روانی واقعه 84 آنچنان سنگین بود که هنوز هم با گذشت سالها می توان به وضوح تاثیر آن را در میان فعالین سیاسی و اجتماعی و حتی مردم عادی جامعه مشاهده کرد و این به دلیل جنس خاص واقعه و نقش آحاد مردم در وقوع آن و ویژگی های ساختارشکنانه و انقلاب گونه ای بود که این واقعه بیش از آنکه بر ساختار سیاسی و اداری کشور داشته باشد بر اذهان مردم گذاشت. 

    یکی از مهمترین این تأثیرات در میان مردم و سطوحی از فعالین اجتماعی ساده انگاری ساختار قدرت و تلاش بی مهابا برای فعالیت سیاسی و سازماندهی و رسیدن به قدرت بر اساس مدل ذهنی تخیلی مشابهی بود که در اذهان خود از مسیر طی شده توسط منتخب ملت در نهمین دوره انتخابات ساخته بودند بدون درک صحیح و واقعی از لوازم و پیش زمینه های این اتفاق و چگونگی طی مسیر در طول سالها فعالیت دکتر احمدی نژاد که در نهایت زمینه ساز انتخاب غیرمنتظره ایشان به پست ریاست جمهوری گردید.

    اما مهمتر از نیروهای سطحی که در تلاش برای تقلید از منتخب ملت در یک دور تسلسل دست و پا زدن های جاهلانه و کور فروغلطیدند؛ سیاسیونی و رجال اجتماعی بودند که با مشاهده محبوبیت حیرت انگیز و فراگیر منتخب ملت بدون درک زیرساخت های گفتمان اجتماعی که این محبوبیت را برای او به ارمغان آورده و همچنین عدم درک ضریب تطبیق این گفتمان اجتماعی با عملکردهای میدانی دکتر احمدی نژاد صرفا در تلاشی کورکورانه نسبت به کپی برداری و تکرار و تقلید مسیر طی شده توسط ایشان با آرزوی رسیدن به جایگاه ریاست جمهوری و جلب محبوبیت عمومی با ترفند مانورهای رسانه ای بر اعمال یاد شده روی آوردند؛ غافل از آنکه ماهیت معادله محبوبیت احمدی نژادی یک معادله مستقیم و کنترل شده و تحت تأثیر یک عامل مستقیم نبوده بلکه فرمولی پیچیده و مرکب از عوامل تاثیرگذار متعددی نظیر ایجاد گفتمان اجتماعی، جریان سازی سیاسی، ساختار تشکیلات شبکه ای بومی، ارائه الگوی عملیاتی منطبق با آرمان ناخودآگاه فرهنگی اجتماعی  و عملکردهای حساب شده ی میدانی و از همه مهمتر عامل کلیدی به نام « اخلاص در عمل » بوده است.

    اخلاص در عمل را شاید بتوان کلیدی ترین عامل جلب محبوبیت اجتماعی دکتر احمدی نژاد دانست آن هم در شرایطی که دولت مستقر از جریان سیاسی رقیب ایشان بود و همین مسئله برای تحرکات اجتماعی ایشان جهت جلب رضایت عامه شدیدترین محدودیت ها و تضییقات عملی و مالی را به همراه می آورد و از طرفی شدت حملات رسانه های وابسته به جریان سیاسی رقیب نیز نقش مکمل را در به وجود آمدن مظلومیت مضاعف ایشان در فضای سیاسی و اجتماعی جامعه به ارمغان می آورد، اما از آنجایی که محبوبیت پدیده ای ماورایی و غیرقابل لمس و متافیزیکی است که بیشتر به قلب انسانها بر می گردد و با تعاریف عادی قابل درک و محاسبه ملموس نیست؛ عامل موجب آن نیز لاجرم باید دارای چنین ویژگی هایی باشد و قطع به یقین مهمترین دلیلی که نظر مردم سیاست زده و متنفر از بازیهای سیاسی دوران اصلاحات را به شهردار جوان و انقلابی پایتخت که زیر سنگین ترین فشارها به کار خالصانه مشغول بود؛ جلب کرد درک قلبی همین عامل کلیدی اخلاص در عمل شهردار و نیت خدمتگزاری او نسبت به مردمی بود که او واقعا آنها را ولی نعمت خود می دید و نه بازیچه ای برای اهداف سیاسی دراز مدت و آرزوهای قدرت طلبانه شخصی!

    نیاز به توضیح بیشتر در این خصوص را احساس نمی کنم و تنها امیدوارم که آرزومندان رسیدن به جایگاه سیاسی و اجتماعی دکتر احمدی نژاد که این روزها به شدت در تلاش برای کسب محبوبیت مردمی از طریق شبیه سازی مضاعف عملکردهای دوره شهرداری ایشان و تبلیغات گسترده ی رسانه ای در خصوص خدمت رسانی و توانمندی های خود هستند با درک صحیح از مفهوم اخلاص در عمل و شیوه ی محاسبه قلبی آن توسط مردم متوجه این نکته باشند ضریب اخلاص در قلوب مردم با عوامل کمی نظیر حجم کار یا حجم تبلیغات حول انجام کار محاسبه نمی شود بلکه مردم آگاهانه و هوشمندانه به اعمال ما نگاه می کنند و با درک صحیح و کامل نیت های پنهان در قلب های ما از انجام خدماتمان در خصوص میزان اخلاص در عمل ما قضاوت می کنند!

ولله عاقبة الامور....


توسط علی نورائی در تاریخ دوشنبه یکم اسفند 1390 و ساعت 1:50 |

بی غیرتی ما، خفه خون رسانه ها و مسئولین، بی شرفی دشمن

و قصابی فرزندان حضرت زهرا(س)

این المنتقم الدماء الشباب الشیعه
کجاست گیرنده انتقام خون پاک جوانان شیعه

   امیدوارم خدا منوببخشه وروزقیامت بتونم سرم روجلوی حضرت زهرا(س) بلندکنم که بعیدمیدونم....

   هر بار که فیلم های جدید قصابی شدن وحشیانه برادرهامون توی پاراچنار (شمال پاکستان لب مرز افغانستان) توسط حیوانات انسان نمای وهابی رو می بینم از خشم به خودم می پیچم و هزار جور طراحی می کنم ولی در نهایت می بینم که فقط به یک دلیل و اونهم همان استضعاف تحمیلی همیشگی حزب الله در فضای جمهوری اسلامی کاری از دستمون برنمیاد که بتونیم یکبار برای همیشه این معادله دردناک مظلومیت شیعه و رو برهم بزنیم و البته عوامل دیگری هم هستند در کنار عامل بالا و در یک کلام :

هنوز جامعه شیعه کربلایی نیست

    و بارها بر سر دوستان مثلا خودی و انقلابی فریاد زده ام که برای کربلایی شدن کوفی نبودن کافی نیست بلکه باید عاشورایی شد، باید از دنیا و لذت هاش و از خود گذشت و گرنه لاف انقلابی زدن که کاری نداره اما، افسوس مرا همسفر یکدله ای نیست....

     بی غیرتانی که امروز در مقابل قتل عام برادرن شیعه ما سکوت می کنند، تاوان این سکوت را فردای به یغما رفتن ناموسشان توسط شیعه کشان امروزی پس خواهند داد...
مخاطبم همه بودند
    همه ی آنهایی که ادعای انقلابی گری وفتوحاتشان عالمی را فرا گرفته اما برای جلو گیری از قتل عام نوجوانان شیعه و ناموس شیعه از جایشان تکان نمیخورند...

    تمام مسئولین محافظه کار، نهادهای مسئول خود انقلابی دان و رفقای عزیز خود ما که خوب می دانند که با سکوت و زندگی روزمره و نیامدن پای کار انقلاب چگونه نیروهای انقلابی را به استضعاف می کشانند این را هم خوب بدانند که سکوت شما به معانی رضایت و همراهی با قاتلین شیعیان مظلوم است و البته مطمئن که شما خودتان به راحتی فردای قیامت جواب سکوتتان در قبال سلاخی وحشیانه برادرانمان به جرم شیعه بودن را به حضرت زهرا(س) خواهید داد؟

اما، فاطمه(س) جان                   

شیعه که دل بر آتش عشقت نهاده
سینه سپر کرده هزاران کشته داده

باشد تا موعدمان برسد....

...................................................................
«غزلی تقدیم به شیعیان بی گناه پاراچنار»

شعر از پیمان طالبی
---------------------------------
لقمه ای از دهان مان کم شد، خون دل خورده بعد جان دادیم
لقمه ای در دهان تو سم شد، ز تاسف سری تکان دادیم
گریه کردی ؛ فرات طغیان کرد، چشم حق از دو چشم تو بارید
جامه زر خریدمان تر شد، فحش تحویل آسمان دادیم!
روی کردی به آسمان با اشک، تا امیدت به حضرت ماه است
خیره هستیم بر سفیر امید، ماهواره به هم نشان دادیم!
می بُرند اشقیای کرب و بلا، به جنون پا و دست و سرها را
دل امان نامه را چو امضا کرد، از تو بر عالمی امان دادیم
می کشی از نهان دل گاهی، ناله ای نه ، غریو نه، آهی
ما نداریم از برای تو وقت، گوشمان را به بلبلان دادیم
نکند قلبمان خطر بکند، شایدم جیب مان ضرر بکند
در شعار و نه در عمل، گوییم، دستمان را به شیعیان دادیم
مردن تو به ما چه مربوط است؟، زنده ها بی اهمیت هستند
هر زمان وقت مرگ تو برسد، در غم و غصه تو جان دادیم!
توسط علی نورائی در تاریخ یکشنبه سی ام بهمن 1390 و ساعت 10:43 |

به امید خدا سرانجام سلمان رشدی نجس را به فتوای پیرمان خواهیم کشت

امروز سالروز فتوای تاریخی پیر و مرادمان خمینی کبیر برای حفظ عزت اسلام و مسلمانی است

و ما با تمام ادعاهایمان تا امروز و پس از گذشت 23 سال عرضه اجرایش را نداشتیم
حداقل کاری که از یک رزمنده پیاده نظام ساده مثل من برمی آید  بازنشر فرمان پیرم در سالگرد صدورش می باشد تا طین فریاد امام روح الله در تاریخ ادامه داشته باشد و کابوس عظمت فتوای روح الله و وفاداری فرزندان گهواره نشین دیروزش چشم دشمنانش را در امتداد تاریخ کور کند

جانم فدایت خمینی عزیزم

السلام علیک یا روح الله
ایها العبد الصالح
اشهد انک عون للمستضعفین
و خصما للظالمین

انا لله و انا الیه راجعون

به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می رسانم مؤلف کتاب «آیات شیطانی‌» که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می باشند.

از مسلمانان غیور می خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعاَ آن‌ها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس که در این راه کشته شود، شهید است ان شاء الله.

ضمناَ اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد.

والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته


روح الله الموسوی الخمینی

29 بهمن 1367/ 11 رجب 1409

توسط علی نورائی در تاریخ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 و ساعت 5:28 |

رزمنده لباس شخصی انقلاب اسلامی یک اسطوره است

رزمنده لباس شخصی انقلاب اسلامی یعنی تمام آرمانهای امام در خصوص مردم انقلابی در صحنه دفاع از انقلاب

یعنی کلمه ای که الگوی واقعی مهندسی احتماعی اسلامی در آن نهفته است
لباس شخصی ها امواج مردم حزب الله حامی انقلاب اسلامی هستند از آدم تا خاتم.....
بی آنکه برای ادای تکلیفشان کوچکترین چشمداشتی داشته باشند
همان هایی که در لحظات غیبت یا خیانت یا دیر رسیدن لباس رسمی ها در صحنه های مختلف قربانی و فدایی و پاسدار انقلاب اسلامی هستند
در خیابان های سوسنگرد و خرمشهر و کردستان و....
در غائله 14 اسفند منافقین یا 30تیر 60 در تهران
وقایع تیر ماه 78
فتنه 88 و روزهای غیبت مشکوک لباس رسمی ها
و حتی صحرای کربلا در کنار مولایشان
یا همین الان در فضای مجازی در دوجبهه داخلی و خارجی
وقتی لباس رسمی ها در نیمه های شب در حال چرت زدن هستند
و روزها از بیت المال پول مفت می گیرند و کار نمی کنند برای انقلاب
لباس شخصی ها با لباس و پول شخصی شان دارند برای پیشبرد انقلاب مبارزه می کنند

چرا که انقلاب را متعلق به خودشان می دانند

چراکه انقلاب اسلامی از اولش انقلاب لباس شخصی ها بوده نه انقلاب لباس سرخ های شوروی و یا  کت وشلوارپوش های آمریکایی و انگلیسی

قیمت این انقلاب خون سرخ هزاران رزمنده ی لباس شخصی گمنام و پاکباز شیعه در طول تاریخ پرافتخارش بوده نه کیف های پر از دلار آمریکایی و طلای....

برکت انقلاب هم از پول های پاک و حاصل عرق جبین لباس شخصی های آن است

نه پول شبهه ناک دولتی و ....

این راه را ادامه خواهیم داد......

.............................................

در خصوص ادبیات لباس شخصی خیلی وقت است که می خواهم مفصل بنویسم اما فرصتش فراهم نمی شود

اما این پست خلاصه را بگذارید به پای خشم انقلابی از یک توهین به ساحت پاک رزمندگان لباس شخصی انقلاب اسلامی

تا سر فرصت برسیم به ادبیات لباس شخصی های انقلاب اسلامی

توسط علی نورائی در تاریخ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 و ساعت 8:33 |

برای نوشتن این مطلب خیلی تردید داشتم، تردیدهایی از جنس استضعاف تحمیلی حزب الله در جمهوری اسلامی، از جنس محدودیت ها و معذوریت ها، اما تکلیف فریاد زدن و نوشتن و تعصب دینی بر همه تردیدها غالب شد....

توکل بر خدا

امسال هم یکبار دیگر حضور میلیونی امت حزب الله در صحنه پاسداری از انقلاب جهانی را متحیر و چشم بدخواهان انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) را کور کرد اما.....

مسأله ای که هر سال در مسیر راهپیمایی دیگ خشم حزب الله را به جوش می آورد و هر سال محافظه کاران خودباخته به بهانه حفظ آرامش و وحدت حزب الله را به سکوت در مقابل انحراف آشکار از مبانی اعتقادی انقلاب اسلامی فرا می خوانند تا جایی که کار به انجام خلاف شرع آشکار در مسیرهای راهپیمایی در مقابل چشمان ما و عادی شدن گناه که در ادبیات دینی بزرگترین گناه اجتماعیست؛ رسیده است!

مسئله پنهانی نیست....

ترویج فساد و فحشا (یا بهتر بگویم کارناوال های فساد مشابه زمان طاغوت) با حضور رقاصه و فواحش خیابانی به نام هنرمند در برخی ایستگاه های مثلا فرهنگی و هنری طول مسیر راهپیمایی با سر و وضع زننده و اجرای انواع موسیقی لهوی به بهانه ی سالگر پیروزی انقلاب!

انقلابی که به یمن خون شهدا هنوز پسوند اسلامی را به یدک می کشد اما.......

نمی دانم اگر امام اکنون زنده بود و خبر رقص مختلط زن و مرد بر بالای سن ایستگاه های هنری وابسته به .......... در طول مسیر راهپیمایی 22بهمن را به او می دادند چه عکس العملی نشان می داد....

امامی که من به یاد دارم وقتی در سال اول انقلاب یک گروه سرود زن از رادیو سرودی با پوشش انقلابی را به نام ما همه فرزندان زینبیم اجرا کردند تا زمینه را برای خوانندگی مجدد زنان بطور عمومی فراهم کنند آن واکنش تاریخی را نشان داد

امامی که هنوز متن سخنرانی های تاریخیش در خصوص موسیقی بر لوح جانمان باقی است و دستور اجرا نشده اش درخصوص موسیقی در 23 اردیبهشت 60  را هرگز فراموش نمی کنم

و فتوای صریح رهبرم در خصوص منافات داشتن ترویج موسیقی با اهداف عالی  نظام اسلامی در همین سالهای اخیر که با وجود تمام فشارهای اجتماعی در این خصوص حاضر به عقب نشینی نشدند

آقایان خود مسئول فرهنگی دان خودباخته

فأین تذهبون.....؟؟؟/

و بدتر از آن...

رفقای مدعی حزب اللهی گری در کدام پستوی کثیف جلب محبوبیت اجتماعی غیرت دینی خود را به فروش گذاشته اید؟؟؟/

تا کجا برای دنیای حقیرتان بر سر دین خدا معامله خواهید کرد؟؟؟/

غیرت دینی

همان گمشده جامعه ماست که باعث بر زمین ماندن فریضه عظیمی چون امر به معروف و نهی از منکر عمومی شده و در نهایت بی غیرتی ما همه ما را به مسلخ از دست دادن شرف خواهد کشاند

به دوستان بر نخورد این عین وعده ی صادق الهی است برای کسانی که نسبت به اجرای حکم او غیرت نشان ندهند

با واکنش انقلابی و شعارهای تند و کوبنده ی عده ای از فرزندان معنوی امام روح الله رقاصی حضرات هنرمند! در چند نقطه مسیر تعطیل شد و البته برادران حافظ نظم و امنیت برگزاری حرکات موزون نیز به سمت آمرین به معروف هجوم برده و با آنها در گیر شدند که بنابر اخبار رسیده منجر به انتقال برخی به ...... شد

اما سوال اینجاست که اگر هزاران گروه راهپیما همگی آنقدر غیرت دینی داشتند که در مقابل وقوع این حرکات خلاف شرع در همین حد اعتراض و شعار واکنش پی در پی نشان می دادند آیا باز هم آقایان چکمه پوش جرأت برخورد با ناهیان از منکر لسانی را پیدا می کردند

اشکال ندارد سکوت کنید و برای خود توجیه کنید و انقلابیون را تخطئه و محکوم کنید به امید خدا روزی که بر اثر سکوت خود شما و بی غیرتیتان ناموستان را به یغما ببرند نزدیک است، امیدوارم که آنروز هم لبخند بر لب داشته باشید و بگویید که ان شاء الله گربه است چیزی نیست در حال گفتمان فرهنگی هنری پیرامون جذب حداکثریند....!

اما یادتان باشد:

ما از سرنگونی نمی ترسیم، ما از انحراف می ترسیم

........................................

برای درک بهتر پشت پرده های قضیه در همین خصوص ببینید طرح زیبای برادرم ایما را با عنوان

بسته های تهاجم فرهنگی

توسط علی نورائی در تاریخ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 و ساعت 10:52 |

یکی ازدوستان مبارز وانقلابی قدیمی روزگذشته با من صحبت می کرد و به شدت نگران وضعیت سیاسی کشور بود و اینکه احساس می کرد که جریان انقلابی و حزب الله در حال در هم کوبیده شدن است و جریان منفعت طلب  در حال غلبه و ....

کمی صحبت کردیم و خداحافظ اما خاطره ای قدیمی در ذهنم زنده شد

سالها پیش در دوران تلخ و شیرین مبارزه با دگراندیشان دوم خردادی و در روزهایی که بر اثر شوک و بهت فضای عمومی جامعه ی دست پخت حضرات تکنوکرات، بسیاری از دوستان انقلاب مان منفعل شده بودند؛ در سنین پایینتر شعری ساخته بودم به نام «کاروان» که دیروز و پس از این ماجرا ناگهان بر زبانم جاری شد:


کاروان آرام می آید به پیش

کاروان سالار می گوید به پیش

کاروان مصداق ره پیمودن است

راه پیمودن کمال بودن است

کاروان سالار اما رهبر است 

رهبری معنای ره پیمودن است

غیر رهبر، آنکه می گوید به پیش

کیست تا گوید که یارانم به پیش

راه باید رفت اما راه را

راه رفتن را، نه راه چاه را

اینک اما موقع ره رفتن است

چون که ماندن باعث پس رفتن است

راه را بنگر تو ای همکاروان

راه امروز، راه فردا، بعد از آن

حکم آمد، کاروان سالار: پیش

از پس او جمله یارانم، به پیش

جملگی ما سوی فردا می رویم

کاروان سالار هر جا، می رویم

بعد از این دیگر نمی گویم چرا؟

تا نگردد کاروان از ره جدا

کاروان در راه خود پاینده باد

تا ابد راهش پر از پوینده باد

..........


توسط علی نورائی در تاریخ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 و ساعت 7:26 |

صد بار لب گشودم و بیرون نریختم

خون ها که موج میزند از سینه تا لبم

.........

پایان

دو سال سکوت تلخ

خار در چشم و تیغ در گلو

برای آنکه جماعت محافظه کار و متحجر بهانه ای برای غوغاگری پیدا نکنند و خلع سلاح شوند

دوسال تلخ و شیرین، شیرینی وفاداری یاران همسنگر و تلخی سکوت اجباری که به لطف الهی گذشت

و باز هم به لطف الهی

هیچگاه سکوت نکردیم گرچه ساکت بودیم

چرا که

موجیم که آسودگی ما عدم ماست

بیشترین حجم فعالیتها به یمن سکوت اجباری این دوسال در همین سالها رخ داد

وبار دیگر جلوه ای از رحماتش در صلح حدیبیه (رمزی برای آنانکه می دانند)

...................................

الحمدلله که خداوند توفیق داد تا دوباره این وبلاگ فعال بشه (که خیلی دلتنگ نوشتن بودم)

نیاز به توضیح بیشتر نیست که کام رفقای جوان برای ادامه مسیرشان تلخ شود

هر چند که شرایط خیلی عوض شده در این دوسال و بقولی تلخ

لشگر آزادگان خاموش و خیمه گاه دشمنان پرجوش

اما مانند همیشه راهبرد مقاومت را باز هم تکرار میکنیم که:

این راه را ادامه خواهیم داد............

........................................

شکر خدا که به لطف وقایع تلخ و شیرین جنبشی سال88 عرصه فعالیت مجازی از فرزندان نسل سومی امام روح الله(ره) چنان پر شده بود که جای خالی یک سرباز ساده پیاده نظام انقلاب اسلامی با هزاران افسر جوان و ورزیده پر شده و به چشم نمی آید

آخرین پست سال 88 که به یمن دهه مبارک فجر بود : به بهانه انفجار نور

و آغاز دوره جدید بحول الله باز هم در دهه مبارک فجر انقلاب اسلامی

کلیه یادداشت ها و دلنوشته های این دوسال سکوت در وقایع مختلف را که به انحاء مختلف به دست دوستان میرسید، ثبت و نگه داشته ام و به مرور منتشر خواهم کرد

همچنین مقاله ها و تحلیل های خاصی که منجر به برخی قضایا شدند و مربوط به قبل از تعطیلی موقت وبلاگ بود که حذفشان کرده بودم را نیز بازیابی کرده ام و دوباره منتشر خواهد شد به امید اینکه اینبار فضای جدید کشش شنیدن تفکر حقیقی امام و انقلاب اسلامی و آزاد اندیشی دینی را داشته باشد!

رفقای انقلابی برادر کوچکتان را دعا کنید

توسط علی نورائی در تاریخ دوشنبه هفدهم بهمن 1390 و ساعت 2:52 |
عناوین آخرین مطالب ارسالی
دغدغه های امام خامنه ای از انحصار طلبی کدام اقتدارگرایان است؟
حاشیه ای اجتماعی بر عملکرد نوروزی دکتر احمدی نژاد
مسلمانم و نوروز ملی گرایان و آتش پرستان عید من نیست....
چهارشنبه کوری ملی گرایان مشرک در چهار شنبه ی شوم آخر هر سال
حاشیه هایی غیر سیاسی بر انتخابات مجلس شورای اسلامی
برای برادرم
اسامی کاندیداهای مورد حمایت فرزندان لباس شخصی امام روح الله در انتخابات مجلس نهم
من به مجلسی رأی می دهم که در شأن انقلاب اسلامی باشد
از علی آموز اخلاص عمل... ( راه شهرداری همیشه به ریاست جمهوری ختم نمی شود )
بی غیرتی ما، خفه خون رسانه ها و مسئولین، بی شرفی دشمن و قصابی فرزندان حضرت زهرا(س)
به امید خدا سرانجام سلمان رشدی نجس را به فتوای پیرمان خواهیم کشت
افتخاری به نام لباس شخصی بودن.....
ترویج فحشا به بهانه راهپیمایی 22بهمن ماه
کاروان....
رمزی برای دو سال سکوت
برخیزید ای شهیدان راه خدا...
عصبیت (مروری تحلیلی بر پشت پرده و حواشی نامه ی سرگشاده یا یادداشت توهین آمیز سردار علایی)
افروغ ..... گاف بی موقع آقای تئورسین در پارک ملت ...!
چند نکته پیرامون تجمع در مقابل منزل سردار علایی.....
عاشورائی شدن در اربعین حسینی .....
حاشیه ای برتغییر رئیس دانشگاه آزاد اسلامی
سرداری که دیگر سردار نیست...!
به بهانه سالگرد حماسه نهم دی
چند کلمه پیرامون انحراف
پیوند با قالیباف